لطفا شماره موبایل خود را وارد کنید
کد تایید برای شماره پیامک شد
کد تایید برای شماره پیامک شد
لطفا رمز عبور خود را وارد نمایید
لطفا مشخصات خود را وارد نمایید.
لطفا رمز عبور جدید خود را وارد کنید
برای دریافت لینک لایو ترید، لطفاً اطلاعات خود را وارد کنید.
نویسنده:مهدی بنی اسدی
ایران در آستانه تصمیم نهایی؛ سیاست، امنیت و اقتصاد در نقطه انفجار
اقتصاد ایران به مرحلهای رسیده که دیگر تصمیمهای سیاسی صرفاً خبر یا تحلیل دیپلماتیک نیستند؛ بلکه مستقیماً روی نرخ دلار، قیمت طلا، بودجه دولت و رفتار سرمایهگذاران اثر میگذارند. ترکیب کسری بودجه مزمن، کاهش ورودی ارز، محدودیت صادرات نفت و فشارهای خارجی باعث شده اقتصاد کشور بهشدت به فضای تنش یا توافق حساس شود. به همین دلیل، هر تغییر در معادلات سیاست خارجی، تقریباً بدون تأخیر به بازارها منتقل میشود.
در این شرایط، سؤال اصلی این نیست که «توافق میشود یا نه»، بلکه این است که هزینه هر تصمیم برای اقتصاد ایران چقدر خواهد بود. تجربه سالهای اخیر نشان داده بازار ارز و طلا معمولاً زودتر از اعلام رسمی تصمیمها واکنش نشان میدهند و انتظارات تورمی، پیشدستانه قیمتها را جابهجا میکند.
در چنین بستر اقتصادی شکنندهای، پرونده سیاسی ایران وارد دقایق حساس و نهایی شده است؛ جایی که نقش دو چهره کلیدی بیش از همیشه تعیینکننده است: علی لاریجانی و عباس عراقچی.

سفر علی لاریجانی به مسقط را نمیتوان یک رفتوآمد معمول دیپلماتیک دانست. او در جایگاه دبیر شورایعالی امنیت ملی به عمان رفته است؛ یعنی پرونده از سطح مذاکرههای فنی عبور کرده و به مرحلهای رسیده که تصمیم نهایی باید در سطح حاکمیت اتخاذ شود. معنای این سفر روشن است: تهران دیگر صرفاً در حال مذاکره نیست، بلکه «پیام تصمیم» را منتقل میکند.
چنین تحرکی معمولاً زمانی رخ میدهد که هزینه تعویق تصمیم از هزینه خود تصمیم بیشتر شده باشد. برای اقتصاد ایران، این نکته بسیار مهم است؛ زیرا طولانی شدن بلاتکلیفی، تورم انتظاری را تشدید کرده و بازارها را فرسایشی میکند.
همزمان، عباس عراقچی در حال جمعوجور کردن مسیر دیپلماسی است. تماسهای فشرده با عربستان، مصر و ترکیه نشان میدهد ایران در حال آمادهسازی منطقه برای هر سناریویی است؛ چه توافق و چه تشدید تنش. این رایزنیها فقط جنبه سیاسی ندارند، بلکه تلاشی برای مدیریت پیامدهای اقتصادی و امنیتی تصمیم احتمالی نیز بهشمار میروند.
بهعبارت دیگر، عراقچی در حال ارسال این پیام است که تصمیم ایران، هرچه باشد، بدون اطلاع و هماهنگی منطقهای اجرا نخواهد شد؛ موضوعی که میتواند شدت شوکهای اقتصادی ناشی از تحولات آینده را کنترل یا تشدید کند.
در کنار سیاست و دیپلماسی، موضع نظامی نیز با صراحت اعلام شده است. ستاد کل نیروهای مسلح تأکید کرده ایران به هر تهدیدی، پاسخی گستردهتر خواهد داد. این موضع، مکمل همان فشار سیاسی و دیپلماتیک است و یک پیام واحد را از چند مسیر مختلف منتقل میکند.
بازارها بهخوبی میدانند چنین پیامهایی صرفاً مصرف رسانهای ندارند و بخشی از فرآیند تصمیمسازی نهایی محسوب میشوند؛ فرآیندی که مستقیماً بر انتظارات تورمی و رفتار سرمایهگذاران اثر میگذارد.
در طرف مقابل، گزارش رسانههای اسرائیلی از دیدار محرمانه ۲۲ بهمن بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ خبر میدهد؛ دیداری که ابتکار آن از سوی کاخ سفید بوده، نه تلآویو.
اختلافنظر درباره توافق با ایران، فشار کشورهای عربی، نقش جرد کوشنر و استیو ویتکاف برای جلوگیری از جنگ و نگرانی اسرائیل از مسیر تصمیمگیری آمریکا، همگی نشان میدهد آنسوی ماجرا نیز پرونده به نقطه جمعبندی نزدیک شده است.
برآیند این وضعیت، افزایش ریسک اقتصادی برای ایران است. نمونه عینی آن، اقدام اخیر گارد ساحلی هند در توقیف سه کشتی حامل نفت تحریمی ایران است؛ اقدامی که درست پس از توافق هند و آمریکا رخ داد و نشان داد فضای بینالمللی در حال تغییر است.
بر اساس این توافق، هند تعهد داده نفت ایران و روسیه را نخرد، نفت ونزوئلا را جایگزین کند و حدود ۵۰۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایهگذاری انجام دهد. نتیجه این روند، کاهش فروش نفت ایران، محدودتر شدن ورودی ارز و فشار بیشتر بر بودجه دولت است.
در چنین فضایی، تعرفه ۲۵ درصدی ترامپ برای تجارت با ایران میتواند شرایط را پیچیدهتر کند. کاهش درآمدهای ارزی و افزایش کسری بودجه، معمولاً به یک نتیجه مشخص ختم میشود: افزایش نرخ دلار و تشدید تورم.
با این مختصات، رسیدن قیمت طلا به سطوح بالاتر چندان دور از ذهن نیست. طلای بالای ۲۴ میلیون تومان سناریویی غیرعادی محسوب نمیشود. حتی اگر در کوتاهمدت اصلاحهایی رخ دهد، روند بلندمدت طلا همچنان صعودی باقی میماند؛ چراکه ریشههای تورمی و ریسکهای سیاسی پابرجاست.
از منظر سرمایهگذاری، خرید طلا در محدوده ۱۸ تا ۱۸.۵ میلیون تومان تا حدود ۲۰ درصد سرمایه منطقی است. در صورت اصلاح عمیقتر، حوالی ۱۵.۸ میلیون تومان میتوان تا ۵۰ درصد از سرمایهای را که برای طلا کنار گذاشته شده وارد کرد. در روزهای گذشته نیز در همین محدودهها سیگنال خرید داده شد و این استراتژی، با رعایت پلهبندی و مدیریت ریسک، همچنان معتبر است.
امروز سیاست، امنیت و اقتصاد بهطور کامل در هم تنیده شدهاند. تصمیمی که در مسقط، تهران یا واشنگتن گرفته میشود، فاصلهای بسیار کوتاه با بازار ارز و طلا دارد. در چنین فضایی، نادیده گرفتن تحولات سیاسی، ریسک اقتصادی بالایی ایجاد میکند. آنچه پیشروی اقتصاد ایران قرار دارد، یا یک توافق پرهزینه است یا ورود به فاز جدیدی از تقابل؛ و در هر دو حالت، اولین جایی که اثر آن را نشان میدهد، بازار و معیشت مردم خواهد بود.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
ارسال دیدگاه برای این نوشته بسته شده است.