لطفا شماره موبایل خود را وارد کنید
کد تایید برای شماره پیامک شد
کد تایید برای شماره پیامک شد
لطفا رمز عبور خود را وارد نمایید
لطفا مشخصات خود را وارد نمایید.
لطفا رمز عبور جدید خود را وارد کنید
برای دریافت لینک لایو ترید، لطفاً اطلاعات خود را وارد کنید.
نویسنده:مهدی بنی اسدی
به نقل از خبرگزاریهای The Sanctions Age و Albawaba پس از تجربه محاصره دریایی ونزوئلا، دونالد ترامپ بار دیگر ایده اعمال چنین سیاستی علیه ایران را مطرح کرده است؛ اما کارشناسان معتقدند شرایط ژئوپلیتیک خلیجفارس و جایگاه ایران در تجارت و انرژی جهانی، این سناریو را به اقدامی پرریسک و پرهزینه برای آمریکا و اقتصاد بینالملل تبدیل میکند. برخلاف ونزوئلا، هرگونه اختلال در مسیرهای آبی ایران میتواند بازار انرژی، حملونقل جهانی و زنجیرههای تولید را با بحران جدی روبهرو سازد.
شما میتوانید آخرین تحلیلهای بازارهای مالی و آخرین خبرهای بازارهای مالی در سایت رویال کلاب یا با قرار دادن شماره همراه خود در بخش پایین از طریق کانال اطلاع رسانی رویال کلاب دریافت کنید.

ثبت اطلاعات تماس
دو مسیر اصلی پیشروی آمریکا: ایالات متحده برای اجرای یک محاصره دریایی، دو گزینه دارد: استقرار شناورها در نزدیکی بنادر ایران که نیروهای آمریکایی را در معرض حملات مستقیم قرار میدهد؛ یا اعمال محاصره از فاصله دور، مانند توقف یا بازرسی کشتیها در دریای عرب. بااینحال هیچیک از این گزینهها امکان ایجاد محاصره کامل و بدون درگیری را فراهم نمیکنند. تحلیلها نشان میدهد آنچه آمریکا از آن بهعنوان «محاصره» یاد میکند، بیشتر یک نظام چندلایه کنترل دریایی است تا یک محاصره رسمی در چارچوب حقوق بینالملل.
جهش قیمت نفت: ایران با ابزارهای متنوع جنگ دریایی نامتقارن، قادر است هزینههای محاصره را به خارج از مرزهای خود منتقل کند. افزایش ریسک در مسیرهای کشتیرانی، بالارفتن نرخ بیمه نفتکشها و محدودیت در عرضه انرژی باعث میشود قیمت جهانی نفت بهسرعت واکنش نشان دهد. برآوردها نشان میدهد در صورت تشدید تنشها، بهای نفت میتواند از ۱۴۰ تا حتی ۱۷۰ دلار نیز عبور کند.
اختلال در خلیجفارس، به دلیل نبود مسیرهای جایگزین و اهمیت تنگه هرمز، ابعادی جهانی خواهد داشت. نااطمینانی در زنجیرههای تأمین، افزایش هزینههای حملونقل و فشار تورمی بر اقتصادهای بزرگ از پیامدهای آن است. این وضعیت مشابه بحران دریای سرخ نیست؛ زیرا برخلاف آن بحران، خلیجفارس فاقد مسیر انحرافی است.
چین؛ بیشترین آسیبپذیری: چین بزرگترین واردکننده نفت از منطقه است. در صورت محدودشدن صادرات ایران، حدود ۲۰ درصد واردات نفت خام چین تهدید میشود و این کشور به خرید بیشتر از روسیه وابستهتر خواهد شد. همچنین صادرات سالانه نزدیک به ۱۶۰ میلیارددلاری چین به کشورهای خلیجفارس و عراق نیز در معرض اختلال قرار میگیرد.
قزاقستان و ازبکستان که پس از جنگ اوکراین مسیرهای عبوری از ایران را مقرونبهصرفهترین گزینه ترانزیتی یافتهاند، در صورت بروز بحران آسیب جدی خواهند دید.
اقتصاد آمریکا وابستگی مستقیم اندکی به تجارت و انرژی خلیجفارس دارد. واردات نفت این کشور از منطقه کمتر از ۸ درصد و سهم تجارت غیرنفتی خلیجفارس تنها ۱.۵ درصد است. بااینوجود، آمریکا با تبعات جهانی افزایش قیمت نفت و هزینههای نظامی روبهرو خواهد شد.
هزینه بیمه کشتیها بر مبنای مدلهای ریسک تعیین میشود؛ جایی که ایران توان اثرگذاری بالایی دارد. تجربه بحران دریای سرخ نشان داد حتی حملات محدود نیز میتواند هزینه حملونقل جهانی را چندبرابر کند. در خلیجفارس، به دلیل تراکم بالای ترافیک بندری و نبود مسیر جایگزین، اثر این بحران میتواند بسیار شدیدتر باشد.
کارشناسان معتقدند محاصره دریایی ایران، برخلاف نمونه ونزوئلا، اقدامی پیچیده و پرخطر است. این سناریو علاوه بر افزایش بهای انرژی، زنجیرههای تأمین جهانی، تجارت منطقهای و هزینههای حملونقل را تحتفشار قرار میدهد و پیامدهای آن بهسرعت از خلیجفارس به کل اقتصاد جهانی سرایت میکند. از همین رو، چنین اقدامی برای آمریکا و شرکایش تنها با هزینههای گسترده و ریسکهای ژئوپلیتیک جدی همراه خواهد بود.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
ارسال دیدگاه برای این نوشته بسته شده است.