
لطفا شماره موبایل خود را وارد کنید

کد تایید برای شماره پیامک شد

کد تایید برای شماره پیامک شد

لطفا رمز عبور خود را وارد نمایید

لطفا مشخصات خود را وارد نمایید.

لطفا رمز عبور جدید خود را وارد کنید

بحث افزایش قیمت بنزین در ایران معمولاً خیلی زود به دو دیدگاه کاملاً متضاد تبدیل میشود. گروهی معتقدند بنزین در ایران بیش از حد ارزان است، مصرف بالا را تشویق میکند، زمینه قاچاق را افزایش میدهد و دولت ناچار است دیر یا زود قیمت آن را اصلاح کند. در مقابل، گروهی دیگر افزایش قیمت بنزین را مقدمه شکلگیری موج تازهای از تورم و افزایش فشار اقتصادی بر خانوارها میدانند.
برای اطلاع از جدیدترین تحلیلهای بازارهای مالی و خبرهای بازارهای مالی، میتوانید بهصورت روزانه رویال کلاب را دنبال کنید. همچنین با ثبت شماره همراه خود در فرم زیر، جدیدترین تحلیلها، اخبار و اطلاعیههای مهم را از طریق کانال اطلاعرسانی رویال کلاب دریافت خواهید کرد.
افزایش قیمت بنزین نه لزوماً بهتنهایی اقتصاد را وارد یک بحران تورمی میکند و نه میتوان آن را یک اصلاح ساده و کمهزینه دانست. اثر این سیاست به عوامل متعددی از جمله میزان افزایش قیمت، نحوه اجرای طرح، دامنه مشمولان، شرایط درآمدی خانوارها، وضعیت عمومی اقتصاد، نرخ ارز و انتظارات تورمی جامعه بستگی دارد.
به اعتقاد من، در شرایط فعلی اقتصاد ایران، افزایش شدید و ناگهانی قیمت بنزین تصمیم مناسبی نیست. این به معنای مخالفت با اصلاح ساختار انرژی یا اصلاح تدریجی قیمتها در بلندمدت نیست. مسئله اصلی، زمان اجرای سیاست و توان اقتصادی جامعه برای تحمل یک شوک جدید است.
اقتصاد ایران در دورهای قرار دارد که تورم شدید، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده است. درآمد بسیاری از مردم هنوز با رشد هزینههای زندگی متناسب نشده و تبعات جنگ و نااطمینانی اقتصادی نیز بر فروش و درآمد بخشی از کسبوکارها اثر منفی گذاشته است. در چنین شرایطی، یک شوک قیمتی جدید میتواند فشار معیشتی را بیش از گذشته افزایش دهد.
یکی از رایجترین استدلالها برای افزایش قیمت بنزین، مقایسه قیمت آن با سایر کالاها یا قیمت سوخت در کشورهای دیگر است. برای مثال، گاهی گفته میشود قیمت یک بطری آب معدنی به حدود ۵۰ هزار تومان رسیده است، در حالی که یک لیتر بنزین چند هزار تومان قیمت دارد. بر اساس این مقایسه، نتیجه گرفته میشود که بنزین در ایران عملاً بسیار ارزان است.
قیمت یک بطری آب معدنی فقط قیمت آب داخل آن نیست. هزینه بطری، بستهبندی، حملونقل، توزیع، فروشگاه، نیروی انسانی و برند نیز در قیمت نهایی آن محاسبه شده است. اگر قرار باشد ارزش واقعی دو کالا را با یکدیگر مقایسه کنیم، میتوان مسئله را به شکل سادهتری مطرح کرد. آیا کسی حاضر است ۳۰۰ لیتر آب لولهکشی را با ۳۰۰ لیتر بنزین معاوضه کند؟ طبیعتاً خیر. بنابراین، مقایسه قیمت یک بطری آب معدنی با یک لیتر بنزین نمیتواند معیار مناسبی برای تعیین قیمت سوخت باشد.
درست است که قیمت بنزین در بسیاری از کشورهای منطقه بالاتر از ایران است، اما نمیتوان یک متغیر را از ساختار اقتصادی یک کشور جدا کرد و فقط همان متغیر را با ایران مقایسه کرد. میزان درآمد، قیمت خودرو، کیفیت خودرو، کیفیت سوخت، دسترسی به حملونقل عمومی، ساختار مالیاتی و سطح عمومی قیمتها نیز باید بخشی از این مقایسه باشند. اگر قیمت بنزین در امارات بهعنوان معیار مورد استفاده قرار میگیرد، طبیعی است که مردم بپرسند چرا درآمد، قیمت خودرو، کیفیت سوخت و کیفیت خدمات عمومی نیز با همان کشور مقایسه نمیشود.
بازار خودرو یکی از روشنترین نمونههای این مسئله است. برای مثال، قیمت تویوتا کمری ۲۰۲۶ در امارات حدود ۱۲۳ هزار درهم عنوان شده است. با نرخ مورد استفاده در این مقایسه، قیمت این خودرو تقریباً ۶.۲ میلیارد تومان میشود. در مقابل، همین خودرو در بازار ایران حدود ۱۲.۸ میلیارد تومان قیمت دارد. بنابراین، اختلاف قیمت به حدود ۶.۶ میلیارد تومان میرسد.
اگر مصرف سوخت این خودرو را حدود ۵.۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر در نظر بگیریم و فرض کنیم مالک آن سالانه ۲۰ هزار کیلومتر رانندگی میکند، مصرف سالانه خودرو حدود ۱۱۶۰ لیتر بنزین خواهد بود. با فرض بنزین لیتری ۱۰ هزار تومان، هزینه سالانه سوخت این خودرو حدود ۱۱.۶ میلیون تومان میشود. در نتیجه، اختلاف ۶.۶ میلیارد تومانی قیمت خودرو در ایران و امارات تقریباً معادل هزینه بیش از ۵۶۰ سال بنزین همین خودرو است.
این مثال نشان میدهد که نمیتوان فقط یک طرف معادله را مشاهده کرد. اگر قرار است قیمت انرژی به قیمتهای منطقهای یا جهانی نزدیک شود، باید درباره تعرفه خودرو، محدودیت واردات، رقابت در بازار خودرو، قیمتگذاری و کیفیت محصولات نیز با همان منطق صحبت کرد.
مقایسه قیمت بنزین بدون توجه به کیفیت آن نیز میتواند گمراهکننده باشد. در کشورهایی مانند امارات و عربستان، بنزین با اکتانهای ۹۱، ۹۵ و ۹۸ عرضه میشود. در مقابل، درباره برخی بنزینهای معمولی تولیدشده در ایران، اعداد پایینتری برای اکتان اعلام شده است. بنابراین، اگر قرار باشد قیمت سوخت ایران با کشورهای دیگر مقایسه شود، کیفیت و استاندارد محصول نیز باید بخشی از این مقایسه باشد. پس نمیتوان قیمت یک بازار را معیار قرار داد، اما کیفیت و شرایط همان بازار را نادیده گرفت.
یکی دیگر از مهمترین استدلالهای موافقان افزایش قیمت بنزین، مسئله قاچاق سوخت است. بدون تردید، اختلاف قیمت سوخت در دو سوی مرز انگیزه اقتصادی برای قاچاق ایجاد میکند. با این حال، این اختلاف فقط تابع قیمت ریالی بنزین در ایران نیست. نرخ ارز نیز نقش بسیار مهمی در این معادله دارد.
فرض کنیم قیمت بنزین در ایران ۱۰ هزار تومان و قیمت معادل آن در کشور همسایه ۸۰ هزار تومان باشد. اگر قیمت بنزین در داخل به ۲۰ هزار تومان افزایش پیدا کند، اما همزمان نرخ ارز نیز افزایش یابد و قیمت معادل سوخت در آن سوی مرز به ۱۲۰ هزار تومان برسد، همچنان اختلاف قیمتی قابلتوجهی وجود خواهد داشت.
بنابراین، افزایش قیمت بنزین بدون کنترل مرزها، اصلاح نظام توزیع، مدیریت سیاست ارزی و برخورد جدی با شبکههای قاچاق، الزاماً مشکل قاچاق را برطرف نمیکند. گران کردن سوخت ممکن است حاشیه سود قاچاق را کاهش دهد، اما بهتنهایی درمان این مسئله نیست.
قیمت پایین انرژی بدون شک بر الگوی مصرف تأثیر میگذارد، اما تمام مصرف بالای بنزین را نمیتوان به رفتار مردم نسبت داد. مصرف بالای بسیاری از خودروهای داخلی نیز بخشی از مسئله است. اگر یک خودرو نسبت به نمونههای روز دنیا سوخت بیشتری مصرف کند، بخشی از مصرف مازاد کشور ناشی از کیفیت پایین ناوگان است، نه صرفاً ارزان بودن بنزین. از طرف دیگر، افزایش قیمت بنزین برای همه گروههای جامعه اثر یکسانی ندارد.
فردی که خودروی ۱۰ یا ۲۰ میلیارد تومانی دارد، احتمالاً با بنزین لیتری ۳۰ یا ۵۰ هزار تومان استفاده از خودروی خود را به شکل چشمگیری کاهش نمیدهد. اما راننده تاکسی اینترنتی، راننده وانت یا فردی که خودرو ابزار کسب درآمد اوست، افزایش قیمت بنزین را مستقیماً در درآمد روزانه خود احساس میکند. بنابراین، یک سیاست قیمتی یکسان میتواند اثر توزیعی بسیار متفاوتی بر گروههای مختلف جامعه داشته باشد.
یکی از مهمترین بحثها درباره افزایش قیمت بنزین، میزان اثر آن بر تورم است. برخی تحلیلها نشان میدهند سهم مستقیم بخشهای مرتبط با استفاده از وسایل نقلیه، سوخت و نگهداری خودرو در شاخص قیمت مصرفکننده حدود ۵ تا ۶ درصد است. کل گروه حملونقل نیز حدود ۹ درصد از وزن شاخص قیمت مصرفکننده را تشکیل میدهد که بخشی از آن مربوط به خرید وسایل نقلیه است. بر اساس این محاسبات، حتی افزایش شدید قیمت بنزین بهصورت مستقیم نمیتواند تورم ۸۰ درصدی را ناگهان به ۱۵۰ درصد برساند.
اما مسئله این است که اثر تورمی بنزین فقط به وزن مستقیم آن در سبد مصرف خانوار محدود نمیشود.
پس از افزایش قیمت سوخت، پرسشهای دیگری نیز شکل میگیرد:
همین انتظارات میتواند رفتار مصرفکننده، فروشنده، تولیدکننده و سرمایهگذار را تغییر دهد. به همین دلیل، معتقدم موج تورمی ناشی از افزایش شدید قیمت بنزین میتواند بزرگتر از اثری باشد که صرفاً با وزن مستقیم سوخت در سبد تورم محاسبه میشود.
میزان اثرگذاری افزایش قیمت بنزین تا حد زیادی به نرخ جدید و نحوه اجرای سیاست بستگی دارد. برای تحلیل بهتر میتوان سه سناریوی کلی در نظر گرفت.
اگر سهمیههای فعلی حفظ شود و فقط برای مصرف بالاتر از یک سقف مشخص، نرخ جدیدی در محدوده ۱۰ تا ۱۵ هزار تومان تعریف شود، اثر اقتصادی این تصمیم احتمالاً محدودتر خواهد بود. در این سناریو، بخش بزرگی از خانوارها ممکن است مستقیماً با نرخ جدید مواجه نشوند. هزینه حملونقل نیز افزایش محدودتری خواهد داشت و احتمالاً واکنش بازارهای مالی شدید و پایدار نخواهد بود. ممکن است در کوتاهمدت فشار تورمی ایجاد شود، اما این سناریو بهتنهایی احتمالاً برای ایجاد یک موج بزرگ در بازار ارز و طلا کافی نیست.
در محدوده ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان شرایط متفاوت میشود. افزایش قیمت در این سطح میتواند هزینه حملونقل، تاکسیهای اینترنتی، توزیع کالا و بخشی از خدمات را به شکل محسوستری افزایش دهد. در این سناریو، احتمال فعال شدن انتظارات تورمی نیز بیشتر خواهد شد. بازار ارز و طلا میتوانند نسبت به افزایش ریسک تورمی واکنش صعودی نشان دهند.
اگر قیمت بنزین به محدوده ۵۰، ۷۰ یا حتی ۹۰ هزار تومان برسد، دیگر مسئله فقط افزایش هزینه سوخت نیست. در چنین شرایطی، ریسکهای اجتماعی و سیاسی نیز میتوانند وارد معادله شوند. ترکیب افزایش هزینه زندگی، کاهش قدرت خرید، انتظارات تورمی، نااطمینانی و ریسک اجتماعی میتواند واکنش بازارهای دارایی را شدیدتر کند. در این سناریو، احتمال افزایش تقاضا برای داراییهایی که مردم از آنها بهعنوان پوشش تورمی استفاده میکنند نیز بیشتر خواهد شد.
افزایش قیمت بنزین بهصورت مستقیم و مکانیکی نرخ دلار را افزایش نمیدهد. مسیر اصلی اثرگذاری از طریق انتظارات تورمی، افزایش نااطمینانی اقتصادی، کاهش اعتماد به قدرت خرید ریال و تغییر رفتار صاحبان نقدینگی است. وقتی خانوار یا سرمایهگذار احساس کند سرعت کاهش ارزش پول افزایش خواهد یافت، تمایل به تبدیل بخشی از نقدینگی به داراییهای دیگر بیشتر میشود.
به همین دلیل، هرچه افزایش قیمت بنزین شدیدتر و ناگهانیتر باشد، احتمال واکنش قویتر بازار ارز نیز افزایش پیدا میکند. در سناریوی تورمی مورد بررسی، دلار ۲۳۰ هزار تومانی یکی از محدودههایی است که از نظر تحلیلی باید زیر نظر قرار گیرد. این عدد پیشبینی قطعی یا تضمین قیمت نیست و صرفاً یک محدوده تحلیلی در سناریوی تشدید تورم و انتظارات تورمی است.
قیمت طلای در داخل عمدتاً از دو متغیر تأثیر میپذیرد: قیمت دلار در بازار داخلی و قیمت جهانی اونس طلا. اما افزایش قیمت بنزین در ایران تأثیر مستقیمی بر قیمت جهانی اونس ندارد. بنابراین، مسیر اصلی اثرگذاری افزایش قیمت بنزین بر طلای داخلی از بازار ارز عبور میکند. پس اگر افزایش قیمت سوخت باعث تشدید انتظارات تورمی و رشد نرخ دلار شود، طلای داخلی نیز میتواند تحت فشار صعودی قرار گیرد.
در این سناریو، طلای ۱۸ عیار ۲۴ میلیون تومانی یکی دیگر از محدودههایی است که میتوان از منظر تحلیلی زیر نظر داشت. این سطح نیز به معنای پیشبینی قطعی قیمت نیست.
اثر افزایش قیمت بنزین بر بورس خطی و یکطرفه نیست. ممکن است در نگاه اول تصور شود هر سیاست تورمی در نهایت به رشد قیمت سهام منجر خواهد شد. با این حال، بازار سهام علاوه بر تورم، ریسک و نااطمینانی را نیز قیمتگذاری میکند.
اگر افزایش قیمت بنزین باعث افزایش نگرانیهای اجتماعی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران یا افزایش نااطمینانی درباره تصمیمهای بعدی دولت شود، بورس میتواند در کوتاهمدت حتی واکنش منفی نشان دهد. پس از کاهش ریسکهای اولیه، افزایش نرخ ارز و تورم میتواند بهتدریج بر درآمد اسمی و ارزش جایگزینی برخی شرکتها اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، نمادهای پالایشی مانند شپنا، شبندر، شتران، شبریز و شراز طبیعتاً بیش از گذشته مورد توجه سرمایهگذاران قرار میگیرند. با این حال، افزایش قیمت بنزین به معنای افزایش قطعی سود پالایشگاهها نیست. اثر واقعی به نحوه قیمتگذاری فرآوردهها، نرخ خوراک، فرمول تسویه شرکتها و سیاست دولت بستگی دارد. بنابراین، صرف افزایش قیمت بنزین نمیتواند مبنای کافی برای تصمیمگیری درباره خرید سهام پالایشی باشد.
بازار مسکن معمولاً نسبت به بازار ارز و طلا با تأخیر بیشتری به تحولات اقتصادی واکنش نشان میدهد. اگر افزایش قیمت بنزین در نهایت باعث رشد نرخ ارز و انتظارات تورمی شود، بازار مسکن نیز میتواند با فاصله زمانی تحت تأثیر قرار گیرد. افزایش هزینه ساخت و هزینه حمل مصالح ساختمانی نیز میتواند قیمت تمامشده ساختوساز را افزایش دهد.
افزایش هزینه رفتوآمد میتواند یک اثر دیگر نیز بر بازار مسکن داشته باشد. در شرایطی که هزینه استفاده از خودروی شخصی افزایش پیدا کند، دسترسی به مترو، اتوبوس و سایر زیرساختهای حملونقل عمومی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، املاک دارای دسترسی مناسبتر به حملونقل عمومی میتوانند نسبت به واحدهای مشابه در مناطق دورتر، ارزش نسبی بیشتری پیدا کنند.
این موضوع لزوماً به معنای کاهش قیمت اسمی مسکن در مناطق دورتر نیست. ممکن است قیمت همه مناطق افزایش پیدا کند، اما سرعت رشد قیمت در مناطق مختلف متفاوت باشد.
بازار خودرو میتواند هم از افزایش هزینه تولید و حملونقل و هم از رشد احتمالی نرخ ارز تأثیر بپذیرد. اگر افزایش قیمت بنزین انتظارات تورمی را تشدید کند و نرخ دلار افزایش پیدا کند، هزینه واردات قطعات، مواد اولیه و قیمت جایگزینی خودرو نیز بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر، افزایش قیمت سوخت در بلندمدت میتواند تقاضا برای خودروهای کممصرف را افزایش دهد. با این حال، در بازاری که انتخاب مصرفکننده محدود است و رقابت کافی وجود ندارد، این تغییر رفتار احتمالاً با سرعت بالایی اتفاق نخواهد افتاد.
یکی از نقدهای مهم به ساختار فعلی این است که فرد فاقد خودرو ظاهراً سهم کمتری از یارانه مستقیم بنزین دریافت میکند. این نقد قابل بررسی است، اما اثر یارانه سوخت فقط به مصرف مستقیم بنزین محدود نمیشود. فردی که خودرو ندارد نیز از تاکسی، اتوبوس، وانت، کامیون و شبکه توزیع کالا استفاده میکند. نان، میوه، گوشت و بسیاری از کالاهای مصرفی از طریق شبکه حملونقل به دست مصرفکننده میرسند. بنابراین، قیمت سوخت فقط بر هزینه خودروی شخصی اثر نمیگذارد.
در عین حال، ساختار فعلی نیز الزاماً عادلانه نیست. فردی که چند خودرو دارد و مصرف سوخت او بالاست، میتواند یارانه بیشتری نسبت به فرد فاقد خودرو دریافت کند. به همین دلیل، اگر قرار باشد نظام یارانهای اصلاح شود، یک مدل هدفمند، پلکانی و متناسب با نوع مصرف میتواند عادلانهتر از افزایش یکسان قیمت برای همه باشد.
اصلاح قیمت انرژی میتواند بخشی از یک برنامه اقتصادی باشد، اما بهتر است تنها ابزار سیاستگذار نباشد و پیش از اجرای یک شوک قیمتی، چند پرسش اساسی باید پاسخ داده شود:
اگر مشکلات ساختاری اقتصاد بدون تغییر باقی بمانند و تنها قیمت بنزین افزایش پیدا کند، این خطر وجود دارد که هزینه اصلاح مستقیماً بر دوش مردم قرار گیرد، بدون آنکه ریشه اصلی ناترازیها برطرف شود.
مخالفت با افزایش شدید و ناگهانی قیمت بنزین به معنای دفاع از ثابت ماندن دائمی قیمت آن نیست. در اقتصادی که تورم مزمن دارد، ثابت نگه داشتن طولانیمدت قیمت یک کالا نیز مشکلات خاص خود را ایجاد میکند. با این حال، اصلاح قیمت انرژی باید تدریجی، قابل پیشبینی، هدفمند و متناسب با شرایط درآمدی خانوارها باشد.
اگر دولت ناچار به افزایش قیمت باشد، میتوان مصرف عادی خانوار، حملونقل عمومی و مشاغلی را که خودرو ابزار کسب درآمد آنهاست از مصرف لوکس و بسیار بالا تفکیک کرد. فردی که خودروی لوکس دارد و ماهانه حجم بالایی از سوخت مصرف میکند، توان بیشتری برای پرداخت نرخ بالاتر دارد تا رانندهای که با پراید، پژو یا وانت هزینه زندگی خانواده خود را تأمین میکند. یک سیاست اصلاحی زمانی میتواند موفق باشد که این تفاوتها را به رسمیت بشناسد.
بحث قیمت بنزین در ایران را نمیتوان با یک جمله یا یک مقایسه ساده حل کرد. بله، قیمت واقعی بنزین در نتیجه سالها تورم کاهش پیدا کرده است و از سوی دیگر پایین بودن قیمت انرژی میتواند زمینه مصرف بیشتر، قاچاق و افزایش ناترازی را فراهم کند. اما در مقابل، نمیتوان سطح درآمد مردم، قیمت و کیفیت خودرو، کیفیت سوخت، وضعیت حملونقل عمومی، نرخ تورم، شرایط کسبوکارها و ساختار کلی اقتصاد را نادیده گرفت.
به اعتقاد من، در شرایط فعلی افزایش شدید و ناگهانی قیمت بنزین به صلاح اقتصاد و جامعه نیست. قدرت خرید بسیاری از خانوارها کاهش پیدا کرده است. درآمدها با هزینههای زندگی متناسب نشدهاند و بخشی از کسبوکارها نیز تحت تأثیر نااطمینانی و تبعات جنگ با کاهش فروش و درآمد مواجه شدهاند.
در چنین شرایطی، یک شوک جدید در قیمت بنزین میتواند از مسیر افزایش هزینه حملونقل، بالا رفتن هزینه تولید و توزیع، رشد قیمت کالا و خدمات و بهویژه تشدید انتظارات تورمی، اثر بزرگتری از سهم مستقیم سوخت در شاخص تورم ایجاد کند. پس اگر نرخ جدید در محدوده ۱۰ تا ۱۵ هزار تومان باشد و فقط مصرف بالا را شامل شود، احتمالاً اثر اقتصادی آن محدودتر خواهد بود. در محدوده ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان، احتمال تشدید انتظارات تورمی و واکنش بازار ارز و طلا افزایش پیدا میکند. اگر نرخها به محدوده ۵۰ تا ۹۰ هزار تومان برسند، علاوه بر آثار اقتصادی، ریسکهای اجتماعی نیز میتوانند وارد معادله شوند.
در چنین سناریویی، دلار و طلا احتمالاً سریعتر واکنش نشان میدهند، بورس ممکن است در کوتاهمدت تحت فشار افزایش ریسک قرار گیرد و بازارهای مسکن و خودرو نیز با تأخیر آثار تورمی را جذب کنند. بنابراین، سؤال اصلی فقط این نیست که: «قیمت واقعی بنزین چقدر باید باشد؟» بلکه سؤال مهمتر این است که: «آیا در شرایط فعلی، با این سطح از تورم، کاهش قدرت خرید و فشار بر درآمد خانوارها، افزایش قیمت بنزین بهترین و کمهزینهترین راه برای اصلاح ناترازی انرژی است؟»
به اعتقاد من، پاسخ این سؤال در شرایط فعلی منفی است. اصلاح ساختار انرژی ضروری است، اما این اصلاح زمانی میتواند پایدار و کمهزینه باشد که همزمان مصرف خودروها، قاچاق سوخت، حملونقل عمومی، سیاست ارزی، کسری بودجه، ناترازی نظام بانکی و قدرت خرید مردم نیز مورد توجه قرار گیرد.
در غیر این صورت، افزایش قیمت بنزین ممکن است روی کاغذ یک اصلاح اقتصادی به نظر برسد، اما در زندگی واقعی به موج تازهای از افزایش هزینه برای خانوارهایی تبدیل شود که هنوز از فشار موجهای قبلی تورم خارج نشدهاند.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

خلاصه تحلیل بررسی بازارهای داخلی در بازه یک ساله، شش ماهه و یک ماهه نشان میدهد که دلار در شهریورماه و بورس در بازههای ششماهه و یکساله عملکرد بهتری داشتهاند. در ادامه، روند دلار، اخبار سیاسی و جابهجایی پول حقیقی میان بورس و بازار طلا، مهمترین…

خلاصه تحلیل امروز 24 شهریور 1405 است و بازار بورس در هفته گذشته پس از رشد اولیه، تحت تأثیر افزایش ریسکهای سیاسی و فشار عرضه قرار گرفت و شاخص کل و هموزن به ترتیب حدود ۰.۵۱ و ۰.۴۲ درصد کاهش یافتند. کاهش سرانه فروش و خروج…

خلاصه تحلیل بازار بورس امروز تحت تأثیر افزایش تنشهای منطقهای و اختلال هسته معاملات قرمز شد، اما این افت لزوماً به معنای تغییر روند کلی بازار نیست. ارزش معاملات همچنان بالاست، خریداران در منفیها فعالاند و بخشی از پول از صندوقهای درآمد ثابت خارج شده است.

خلاصه تحلیل در سوم شهریور ۱۴۰۵، دلار با عبور از ۲۰۳ هزار تومان رشد قابلتوجهی داشته، اما بورس هنوز بهطور کامل با آن همراه نشده است. دلیل اصلی این تأخیر، فاصله نرخ بازار آزاد و نرخ رسمی، تردید نسبت به پایداری رشد دلار، ریسکهای سیاسی و…

خلاصه تحلیل قیمت طلای ۱۸ عیار در ادامه روند صعودی اخیر، با عبور از سقف تاریخی ۲۴ میلیون تومان به محدوده ۲۶.۲ میلیون تومان رسیده است. افزایش نرخ دلار، رشد انس جهانی و تنشهای بازار از عوامل اصلی این روند هستند. از نظر ارزشگذاری، طلای ۱۸…

خلاصه تحلیل در تحلیل هفتگی طلا ۷ مهر ۱۴۰۵، انتظار میرود انس جهانی ابتدا نقدینگی محدوده ۳۹۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار را جمعآوری کرده و سپس مجدداً وارد مسیر صعودی شود. تا رسیدن قیمت به این محدوده، معاملات بلندمدت و سوئینگ توصیه نمیشود و محدوده ۴۲۸۰ دلار…

خلاصه تحلیل بازار طلای داخلی در ابتدای مهر ۱۴۰۵ تحت تأثیر همزمان نوسانات دلار و افزایش حباب برخی انواع سکه قرار دارد و به همین دلیل اختلاف قابلتوجهی میان ارزش داراییهای مختلف دیده میشود. بررسی حباب و دلار محاسباتی نشان میدهد طلای ۱۸ عیار و صندوقهای…

خلاصه تحلیل امروز 4 مهر 1405 است و قیمت نفت ممکن است به محدوده مقاومتی ۱۱۱ تا ۱۲۰ دلار برسد. اما در صورت شکست سقف کانال با مومنتوم قدرتمند، تارگت بلندمدت ۱۶۰ تا ۱۶۴ دلار قابل بررسی خواهد بود. با این حال، ضعف مومنتوم و حرکت…
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
ارسال دیدگاه جدید