مدت زمان مطالعه:
22 دقیقه
تاریخ ایجاد:
۱۶ آبان ۱۴۰۵
آخرین بروزرسانی:
۱ روز پیش

لطفا شماره موبایل خود را وارد کنید

کد تایید برای شماره پیامک شد

کد تایید برای شماره پیامک شد

لطفا رمز عبور خود را وارد نمایید

لطفا مشخصات خود را وارد نمایید.

لطفا رمز عبور جدید خود را وارد کنید

مدت زمان مطالعه:
22 دقیقه
تاریخ ایجاد:
۱۶ آبان ۱۴۰۵
آخرین بروزرسانی:
۱ روز پیش
پیوت چیست؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که در تحلیل تکنیکال، برای بررسی تغییرات و چرخشهای قیمت از برخی نقاط مهم روی نمودار استفاده میشود که به این نقاط پیوت (Pivot) گفته میشود. همچنین، نقطه Pivot High به سقف قیمت و نقطه Pivot Low به کف قیمت اشاره دارند که به معاملهگر میکنند تا ساختار حرکت قیمت، روندها و نقاط احتمالی بازگشت یا تغییر جهت قیمت(Reversal) را شناسایی کند.
برخی از افراد Pivot را با Pivot Point اشتباه میگیرند، در حالی که کاربرد هر کدام جدا از دیگری است. Pivot Point مجموعهای از سطوح محاسباتی است که سطوح Pivot Point(P) و سطوح حمایتSupport(S) و مقاومتResistance(R) را در اختیار معاملهگر قرار میدهد. این سطوح در ارزیابی قیمت و براساس دادههای قیمتی مانند Low، High و Close کاربرد دارند.
بنابراین، Pivot High و Pivot Low نقاط چرخش قیمت و Pivot Point مجموعه سطوح محاسباتی حمایت و مقاومت هستند. در ادامه، به طور کلی بررسی میکنیم که پیوت چیست و نحوه شناسایی پیوتها را روی نمودار بررسی میکنیم. همچنین، با کاربرد پیوت در بازار فارکس و ارز دیجیتال آشنا میشویم.
در تحلیل تکنیکال، به نقطه یا محدوده حرکت قیمت که نشانگر تغییر جهت یا بازگشت احتمالی قیمت است، پیوت(Pivot) میگویند. معاملهگران با کمک این نقاط میتوانند رفتار قیمت و الگوهای حرکتی و روند کلی بازار را بررسی کنند. به زبان سادهتر، این نقاط برای شناسایی تغییرات احتمالی قیمت و نقاط برگشت(Reversal) استفاده میشوند.
بهطور کلی، پیوتها به دو دسته پیوت سقف(Pivot High) و پیوت کف(Pivot Low) تقسیم میشوند. پیوت سقف زمانی اتفاق میافتد که سقف قیمت نسبت به کندلهای مجاور خود بالاتر رفته است. در مقابل، پیوت کف پایینتر از کندلهای مجاور شکل میگیرد. در نتیجه، برای شناسایی یک پیوت باید قیمت موردنظر را با کندلهای قبل و بعد(Bar) مقایسه کرد. چرا که تعداد این کندلها یا همان Barها در تعیین میزان حساسیت پیوت دارای اهمیت هستند. یعنی هرچه بازه بررسی بزرگتر باشد ، اهمیت پیوت شناسایی شده نیز بیشتر است.
همچنین، معاملهگران با شناسایی پیوتهای سقف و کف میتوانند نقاط احتمالی تغییر مسیر قیمت، الگوهای قیمتی و روند کلی بازار را روی نمودار پیدا کنند. اما با این وجود، پیوت به تنهایی منبع معتبری برای تصمیمگیری نیست و بهتر است از سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال نیز استفاده شود.
پیوت و پیوت پوینت، دو مفهوم متفاوت در تحلیل تکنیکال هستند. پیوتها(Pivot) نقاطی روی نمودار هستند که با بررسی حرکت قیمت و کندلهای قبل و بعد از یک نقطه، نقاط Pivot High و Pivot Low را شناسایی میکنند. کاربرد این نقاط در بررسی چرخش قیمت، ساختار بازار و تغییرات احتمالی روند است.
در مقابل، پیوت پوینت(Pivot Point) براساس دادههای قیمت در یک دوره مشخص به دست میآید و به عنوان نقطه مرجع در تحلیل حرکت قیمت استفاده میشود. در روش استاندارد پیوت پونتها، علاوه بر سطح اصلی یا همان (P)، میتوان سطوح حمایت و مقاومت را نیز محاسبه کرد که سطوح حمایت با عنوانی مانند S1، S2 و S3 و سطوح مقاومت با R1، R2 و R3 شناسایی میشوند.
بنابراین، تفاوت اصلی این دو در نحوه شناسایی و کاربرد آنها است. پیوتهای سقف و کف براساس رفتار و موقعیت قیمت روی نمودار نشان داده میشوند، در حالی که پیوت پونت را از یک فرمول و براساس دادههای قیمتی به دست میآورند.
پیوتها را میتوان براساس نحوه شکلگیری و روش شناسایی آنها به گروههای مختلفی تقسیم کرد که در ادامه هر کدام را به صورت جداگانه بررسی میکنیم:
پیوت قیمتی(Price Pivot) از رفتار قیمت روی نمودار به دست میآید و برای پیدا کردن نقاط چرخش قیمت از آن استفاده میشود. در این روش، سقف و کف قیمت با کندلهای اطراف آن مقایسه میشوند. یعنی اگر سقف یک نقطه بالاتر از کندل مجاور خود باشد، Pivot High در نظر گرفته میشود و اگر پایینتر از کندل مجاور باشد، Pivot Low شناخته میشود.
برخلاف پیوت قیمتی، پیوت محاسباتی از دادههای قیمتی در یک فرمول مشخص به دست میآید. در این روش، یک سطح اصلی با نام P محاسبه میشود و براساس آن سطوح حمایت و مقاومتی مانند S1 و R1 تعیین میشوند که روش محاسبه این سطوح با توجه به نوع پیوت متفاوت است.
در پیوت فیبوناچی، ابتدا باید سطح اصلی پیوت را براساس دادههای قیمتی دوره قبل به دست آورد، سپس برای محاسبه سطوح حمایت و مقاومت از ترکیب نسبتهای فیبوناچی با پیوت سقف و کف دوره قبل استفاده میشود. نسبتهایی مانند 0.382، 0.618 و 1.000 برای تعیین فاصله سطوح از پیوت مورد استفاده قرار میگیرند.
در این روش، فرمول محاسبه پیوت نسبت به سایر روشها تفاوتهایی دارد. در این فرمول، قیمت بسته شدن(Close) در محاسبه پیوت اهمیت دارد و بعد از به دست آوردن سطح پیوت، سطوح حمایت و مقاومت محاسبه میشوند.
در پیوت دیمارک، رابطه بین قیمت باز شدن(Open)، بالاترین قیمت(High)، پایینترین قیمت(Low) و بسته شدن(Close) در نحوه محاسبه سطح پیوت تاثیر دارند. همچنین، در ابتدا باید مقدار مورد نظر برای محاسبه را با توجه به شرایط قیمت تعیین کنیم و سپس از آن برای شناسایی سطح پیوت و سطوح حمایت و مقاومت استفاده کنیم.
در فرمول محاسبه پیوت کاماریلا، علاوه بر سطوح حمایت و مقاومت، سطحهای بیشتر دیگری نیز محاسبه میشوند که گاهی تا S5 و R5 مشاهده میشود.
گاهی روی نمودار تغییر قیمت، جهشهای قابل توجهی را میبینیم که به این نوع جهشهای مهم صعودی یا نزولی، پیوت ماژور میگویند. این نقاط به سقف یا کف مهمی روی نمودار اشاره دارند و بر همین اساس نسبت به سایر نقاط حرکت قیمت، تاثیر بیشتری روی ساختار بازار میگذارند.
در واقع پیوت ماژور در تشخیص تغییر یا ادامه روند سطوح حمایت و مقاومت کاربرد دارد.
پیوت مینور زمانی ایجاد میشود که قیمت به دلیل اصلاحات یا نوسانات کوتاه به یک بازگشت کوتاه میرسد. پیوت مینور نسبت به پیوت ماژور یک سقف یا کف بحرانی محسوب نمیشود و اهمیت کمتری دارد اما برای بررسی حرکتهای کوتاهمدت قیمت و همچنین برای تشخیص سطوح کوتاهمدت حمایت و مقاومت به کار میآید.
در حالت معمول، پیوت پیونت شامل سه سطح مرکزی و مجموعهای از سطوح حمایت و مقاومت است. تعداد این سطوح و نحوه محاسبه آنها به روشهای مختلفی انجام میشود که در ادامه هر کدام را به صورت جداگانه بررسی میکنیم:
سطح پیوت یا پیوت پوینت(P)، همان نقطه مرجع و سطح مرکز برای محاسبه سایر سطوح است که با کمک دادههای قیمتی دوره موردنظر به دست میآید. معاملهگران برای تحلیل بازار از پیوت برای بررسی موقعیت قیمت استفاده میکنند تا با توجه به آن، سطوح حمایت و مقاومت در بالا و پایین این سطح را تعیین کنند
به سطوح پایینتر از سطح پیوت، سطوح حمایت(Support) میگویند که با نمادهای S1، S2 و S3 شناسایی میشوند. زمانی که قیمت از سطح پیوت پایینتر میرود و مسیر نزولی دارد، سطوح حمایت به عنوان محدودههایی که ممکن است واکنش قیمت در آنها رخ بدهد، شناسایی میشوند.
البته تعداد و نحوه محاسبه سطوح حمایت به نوع پیوت پوینت انتخاب شده بستگی دارد. به طور مثال، در Traditional سطوح S1 تا S5 قابل محاسبه هستند، اما ممکن است در روشهای دیگر سطوح متفاوتی ایجاد شوند.
سطوح مقاومت(Resistance) معمولا بالاتر از سطح پیوت قرار میگیرند و با عنوان R1, R2 و R3 نمایش داده میشوند. در سیر صعودی قیمت، محدودههایی را نمایش میدهند که قیمت با مقاومت مواجه است. سطوح مقاومت هم مانند سطوح حمایت، به نوع پیوت پوینت بستگی دارند و در برخی روشها سطوح مقاومت تا R4 و R6 نیز بالا میرود.

به طور کلی، برای محاسبه پیوت پوینت سه داده بالاترین قیمت(High)، پایینترین قیمت(Low) و قیمت بسته شدن(Close) نقش دارند. برای به دست آوردن پیوت پوینت ابتدا باید میانگین این سه داده به دست آید که عدد حاصل شده همان Pivot یا P است.
فرمول Pivot Point به شکل زیر است:
P = (High + Low+ Close) ÷ 3
برای مثال، قیمتهای یک دارایی به شکل زیر است:
بالاترین قیمت: 110
پایینترین قیمت: 98
قیمت بسته شدن: 104
در این حالت:
P = (110 + 98 + 104) ÷ 3= 104
بنابراین، مقدار پیوت پوینت 104 است.
حالا برای محاسبه سطوح حمایت و مقاومت میتوان از Pivot استفاده کرد. در روش استاندارد، سطوح S1, S2 و S3 به عنوان حمایت و R1, R2 و R3 به عنوان مقاومت نشان داده میشوند.
برای مثال، فرمول حمایت و مقاومت به صورت زیر است:
S1 = (2 × P) ₋ High
R1 = (2 × P) ₋ Low
با استفاده از مثال بالا:
S1 = (2 × 104) ₋ 110 = 98
R1 = (2 × 104) – 98 = 110
بنابراین در این مثال، Pivot برابر با 104، حمایت اول(S1) برابر با 98 و مقاومت اول(R1) برابر با 110 است.
سطوح دوم و سوم نیز بر اساس فرمول مربوط به پیوت پوینت محاسبه میشوند. به این ترتیب، معاملهگر با کمک مجموعه سطوح قیمتی بالا و پایین Pivot میتواند حمایت و مقاومت در بازار را بررسی کند.
پیوتها با نشان دادن نقاط مهم روی نمودار، به بررسی بهتر رفتار قیمت کمک میکنند. به طور مثال، معاملهگر با کمک پیوتهای سقف و کف متوجه میشود که قیمت روی چه نقاطی تغییر جهت داشته است و حرکت صعودی یا نزولی به چه صورت شکل گرفتهاند. این موضوع به درک بهتر و سادهتر ساختار کلی نمودار و روند قیمت کمک میکند.
از سوی دیگر، پیوت پوینتها به عنوان نقاط مرجع روی نمودار، سطح اصلی Pivot و همچنین سطوح حمایت و مقاومت را در اختیار معاملهگر میگذارند تا واکنش قیمت را بررسی کند. به طور مثال، زمانی که قیمت به سطح حمایت یا مقاومت میرسد، معاملهگر میتواند به راحتی تشخیص دهد که آیا قیمت در آن محدوده واکنشی خواهد داشت یا از آن عبور خواهد کرد.
در نتیجه، کاربرد اصلی پیوتها کمک به تحلیل نقاط و سطوح مهم روی نمودار است. اما با این حال، پیوت به تنهایی نمیتواند آینده قیمت را به طور قطع مشخص کند، ازهمین رو بهتر است در کنار آن از سایر روشهای تحلیل تکنیکال استفاده شود.
پیوتها در بازارهای مختلف کاربرد دارند و به پیدا کردن نقاط مهم قیمت کمک میکند. از جمله این بازها میتوان به بازار فارکس و ارز دیجیتال اشاره کرد. در ادامه نحوه کاربرد در هر کدام را بررسی میکنیم.
پیوت در فارکس با نشان دادن سطوح حمایت و مقاومت به ارزیابی بهتر وضعیت قیمت و نقاط مهم نمودار کمک میکنند.
همچنین، پیوت در ارز دیجیتال یکی از ابزارهای مهم برای پیدا کردن محدودههای حمایت و مقاومت در بازار ارز دیجیتال است. در این بازار، سطوح سقف و کف به دست آمده از طریق پیوت پوینتها به شناسایی نواحی مهم قیمت کمک میکنند.
نکته حائز اهمیت این است که، پیوتها تنها نقطه مرجع هستند،نه یک سیگنال قطعی معامله. بنابراین، در هر دو بازار بهتر است شرایط کلی بازار و تایید سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال هم مورد بررسی قرار گیرند.
برای پیدا کردن پیوتهای قیمتی باید سقفها وکفها و کندلهای مجاور مورد بررسی قرار گیرند. یک نقطه زمانی که نسبت به کندل مجاور بالاتر باشد، پیوت سقف(Pivot High) در نظر گرفته میشود و اگر از کف کندل اطراف پایینتر باشد، پیوت کف(Pivot Low) میباشد.
در پیدا کردن نقاط پیوت، تعداد کندلهای دو طرف نقطه مورد نظر اهمیت دارد. برای مثال، اگر دوره بررسی روی 5 باشد، برای تایید پیوت سقف باید پنج کندل قبل و پنج کندل بعد از آن، سقف پایینتری نسبت به نقطه مورد نظر داشته باشند. در نتیجه، حداقل 11 کندل برای تشکیل این پیوت بررسی میشود.
هرچه تعداد کندلهای بررسی شده بیشتر باشند، نقطه شناسایی شده چرخش بزرگتر و مهمتری از قیمت را نشان میدهد. همچنین، از پیوتهای پیدا شده میتوان برای ترسیم خطوط روند و بررسی الگوهای حرکت قیمت نیز استفاده کرد.

همانطور که پیشتر گفته شد، نقاط پیوت به عنوان سطوح مرجع روی نمودار در نظر گرفته میشوند و معاملهگر ابتدا با بررسی موقعیت قیمت نسبت به پیوت، واکنش آن را در نزدیکی سطوح حمایت و مقاومت زیر نظر میگیرد. براساس این رفتار، سناریوهای مختلفی مانند ادامه حرکت، شکست سطح یا برگشت قیمت را میتوان بررسی کرد.
برای پیدا کردن موقعیتهای احتمالی قیمت ابتدا باید مشخص شود قیمت در چه موقعیتی قرار دارد. مثلا بالاتر یا پایینتر از پیوت است یا روند بازار به چه صورت است و آیا در یک محدوده حرکت میکند؟ بعد از آن میتوان واکنش قیمت در سطوح مختلف را مورد بررسی قرار داد.
یکی از سادهترین روشها، بررسی جایگاه قیمت نسبت به پیوت(P) است. به طور کلی، قیمت بالاتر از P نشانگر قدرت بالای خریداران است. در حالی که قیمت پایینتر از آن به معنی ضعف نسبی قیمت است. البته این موضوع به تنهایی کافی نیست و باید رفتار واقعی قیمت را بررسی کرد.
وقتی قیمت به سطح حمایت مانند S1 یا S2 نزدیک شود و در این محدوده متوقف شود و اگر نشانههایی از برگشت صعودی باشد، میتوان با در نظر گرفتن سایر عوامل تأییدکننده، موقعیت خرید را بررسی کرد. بنابراین، صرفا رسیدن قیمت به سطح S1 یا S2 به معنی خرید نیست، بلکه واکنش قیمت و تایید آن اهمیت دارد.
در طرف مقابل، زمانی که قیمت به سطوح مقاومتی مانند R1 یا R2 نزدیک شود، میتوان بررسی کرد که حرکت صعودی در این محدوده متوقف میشود یا قیمت از سطح عبور میکند. در صورتی که نشانهای از برگشت نزولی دیده شود، سطح مقاومت در بررسی موقعیت فروش مورد بررسی قرار میگیرد.
از سطوح پیوت برای تشخیص گرههای معاملاتی که قیمت در آنها متوقف، فشرده یا برگشت میکند، استفاده میشود. زمانی که قیمت در اطراف یک سطح بارها دچار تغییر میشود، یعنی اهمیت آن محدوده برای بررسی رفتار بازار اهمیت بیشتر است. در این موقعیت، معاملهگر منتظر میماند که آیا قیمت از این محدوده برمیگردد یا با شکست آن، حرکت جدیدی را شروع میکند.
از آنجا که پیوت به تنهایی نمیتواند تضمین دهد که قیمت از یک سطح برمیگردد یا آن را میشکند، باید معاملهگر واکنش قیمت در نزدیکی پیوت را با کمک اندیکاتورهای دیگر بررسی کرد.
برای مثال، در صورتی که قیمت به سطح حمایت برسد و احتمال برگشت صعودی وجود داشته باشد، وضعیت RSI یا MACD مورد بررسی قرار میگیرند و اگر این اندیکاتورها هم احتمال بازگشت قیمت را نشان دهند، میتوان این مورد را به عنوان تاییدیه در نظر گرفت. اگر هم قیمت به سطح مقاومت برسد، معاملهگر با بررسی اندیکاتور تشخیص میدهد که قدرت حرکت صعودی بالاست یا احتمال کاهش وجود دارد.همچنین، آموزش اندیکاتور مکدی و شناخت نحوه شکلگیری سیگنالهای آن میتواند در تفسیر بهتر شرایط بازار مؤثر باشد.
بنابراین، استفاده همزمان از چند ابزار، از جمله بهترین اندیکاتورهای سیگنالدهی تریدینگ ویو، میتواند به معاملهگر در بررسی دقیقتر شرایط بازار و تأیید رفتار قیمت کمک کند.
یکی از روشهای استفاده از پیوت پوینت در معاملات، پیوت تریدینگ است. در این روش، معاملهگر با تعیین سطوح Pivot، حمایت و مقاومت، رفتار قیمت را زیر نظر میگیرد تا نقاطی که ممکن است قیمت در آن واکنشی داشته باشد، شناسایی کند.
برای استفاده از پیوت تریدینگ، ابتدا موقعیت قیمت نسبت به سطح پیوت و واکنش آن در نزدیکی سطح حمایت و مقاومت مورد بررسی قرار میگیرد. یعنی معاملهگر منتظر میماند تا قیمت به یکی از این سطوح برسد تا براساس این رفتار احتمال برگشت یا شکست سطح را ارزیابی کند.
در واقع پیوت تریدینگ، چهارچوبی برای تحلیل و بررسی موقعیتهای معاملاتی ایجاد میکند تا معاملهگر از سطوح پیوت برای برنامهریزی نقاط احتمالی ورود، بررسی هدفهای قیمتی و مدیریت معامله استفاده کند.
سطوح پیوت دستور مشخصی برای خرید یا فروش ندارند، صرفا معاملهگر میتواند با توجه به رفتار قیمت دراین سطوح، تحلیلهای مختلفی داشته باشد. برای مثال، گاهی ممکن است شکست یک سطح را داشته باشیم، گاهی اما با برگشت قیمت مواجه شویم. بنابراین، برای داشتن تصویر کاملتر از شرایط بازار میتوان نقاط پیوت را در کنار بهترین استراتژیهای فارکس استفاده کرد تا سطوح مهم قیمت در کنار سایر معیارهای ورود و خروج از معامله بررسی شوند.
در این روش، معاملهگر دنبال شرایطی است که قیمت از یکی از سطوح مهم پیوت عبور کند. اما صرف عبور لحظهای قیمت از یک سطح، به معنی شکست نیست. به همین دلیل، معاملهگران رفتار قیمت را پس از عبور از سطح بررسی میکنند. به طور مثال، بسته شدن قیمت در آن سوی سطح و ادامه حرکت، نشانهای قویتر از شکست هستند.
پس از شکست یک سطح، پیوت بعدی به عنوان محدوده مهم بعدی روی نمودار مورد بررسی قرار میگیرد. برای مثال، زمانی که قیمت از یک سطح مقاومت عبور کند، سطح مقاومت بالاتر میتواند به نقطه مهم بعدی تبدیل شود. هدف اصلی این روش، بررسی این است که آیا قیمت توانسته از سطح عبور کند یا شکست ایجاد شده صرفا یک حرکت کوتاه مدت و بوده است.
در چنین این شرایطی، بررسی اسپایک در تحلیل تکنیکال نیز میتواند به تشخیص حرکات ناگهانی قیمت و ارزیابی اعتبار شکست کمک کند.
برخلاف استراتژی شکست، در این روش تمرکز روی واکنش قیمت به سطح پیوت است. یعنی ممکن است قیمت به سطح پیوت، حمایت یا مقاومت برسد اما از آن عبور نکند و مجدد در جهت مخالف حرکت کند.
برای بررسی چنین موقعیتی، رسیدن قیمت به سطح کافی نیست و باید نشانههایی از واکنش قیمت نیز زیر نظر گرفته شود. به عنوان مثال، اگر قیمت پس از برخورد با سطح، حرکت مخالفی را آغاز کند، پیوت به عنوان محدودهای برای بررسی احتمال برگشت شناسایی میشود. یعنی، خود سطح به تنهایی نمیتواند سیگنال قطعی معامله باشد.
برای بررسی بهتر جهت کلی روند قیمت میتوان از ترکیب پیوت با میانگین متحرک(Moving Averages) استفاده کرد. در این صورت، معاملهگر میتواند با کمک میانگین متحرک، وضعیت روند قیمت را بررسی کند و سپس واکنش قیمت را نسبت به سطح پیوت تحلیل کند.
به طور مثال، فرض کنید قیمت روند صعودی دارد و به یکی از سطوح حمایت نزدیک میشود. در چنین شرایطی، بررسی همزمان سطح و میانگین متحرک میتواند اطلاعات بیشتری را در رابطه با حرکت قیمت در اختیار تحلیلگر بگذارد. در واقع، هدف این ترکیب همزمانی اطلاعات است.
الگوهای کندل استیک برای بررسی دقیقتر واکنش قیمت در اطراف سطوح Pivot استفاده میشوند. زمانی که قیمت به یکی از سطوح حمایت یا مقاومت برسد، معاملهگر با کمک الگوهای کندل استیک میتواند شکل و رفتار کندلها را بررسی کند تا نشانههایی از ادامه حرکت یا برگشت قیمت را شناسایی کند.
در کنار الگوی کندل استیک میتوان از الگوهای کندلی مانند الگوی اینساید بار نیز برای بررسی رفتار قیمت در محدودههای حمایت و مقاومت استفاده کرد.
در این شرایط، پیوت محدودههایی که ارزش توجه بیشتر دارند را مشخص میکند و کندلها نیز اطلاعات بیشتری درباره واکنش قیمت در آن محدوده را ارائه میدهند. همچنین، این ترکیب برای تشخیص تفاوت بین یک برخورد ساده با سطح و واکنش قیمت مورد استفاده قرار میگیرد.
در پیوت تریدینگ مولتی تایمفریم، داراییها در بازههای زمانی بیشتری مورد بررسی قرار میگیرند. برای درک روند کلی و شناسایی سطوح مهمتر میتوان از تایمفریم بالاتر استفاده کرد و جزئیات حرکت قیمت و واکنش آن را با تایمفریم پایینتر بررسی کرد.
برای مثال، معاملهگر ابتدا نمودار 4 ساعته را بررسی میکند و یک سطح پیوت مهم را شناسایی میکند، سپس نمودار 1 ساعته را بررسی میکند تا ببیند واکنش قیمت زمانی که به این سطح رسیده چه واکنشی نشان داده است. به این ترتیب، تایمفریم بالاتر دید کلی از بازار ارائه میدهد و تایمفریم پایینتر برای بررسی دقیقتر حرکت قیمت مورد استفاده قرار میگیرد.
پیوت(Pivot) یکی از مفاهیم کاربردی تحلیل تکنیکال است که برای شناسایی نقاط مهم قیمت و درک بهتر حرکت بازار مورد استفاده قرار میگیرد. پیوتهای قیمتی به پیدا کردن سقفها، کفها و نقاط احتمالی تغییر جهت قیمت کمک میکنند. در حالی که پیوت پوینتهای محاسباتی سطوح Pivot، حمایت و مقاومت را در اختیار معاملهگران قرار میدهند تا محدودههای حمایت و مقاومت را بررسی کنند.
همچنین، از پیوت در بازارهای مختلفی از جمله فارکس و ارز دیجیتال میتوان استفاده کرد و با ابزارهایی مانند اندیکاتورها، میانگین متحرک و الگوهای کندل استیک ترکیب کرد. علاوه بر اینها، بررسی پیوت در تایمفریم نیز به داشتن دید کاملتر از روند و رفتار قیمت کمک میکند.
با این وجود، پیوت به تنهایی سیگنال قطعی برای خرید یا فروش ندارد، بلکه به معاملهگر در شناسایی سطوح و نقاط مهم نمودار کمک میکند تا تصمیمهای معاملاتی آگاهانهای با بررسی رفتار قیمت و سایر ابزارهای تحلیل بگیرد.
برای استفاده موثر از پیوت در معاملات، شناخت سطوح حمایت و مقاومت به تنهایی کافی نیست، بلکه باید نحوه واکنش قیمت به این سطوح و شرایط ورود و خروج از معامله را نیز بررسی کنید. در رویال کلاب میتوانید با مشاهده لایو ترید، فرایند تحلیل بازار و تصمیمگیری معاملاتی را در شرایط واقعی دنبال کنید و درک دقیقتری از کاربرد ابزارهای تحلیل تکنیکال به دست آورید.
خیر. برای شناسایی یک پیوت قیمتی ابتدا باید سقف یا کف آن شرایط بهتری نسبت به تعدادی از کندلهای دو طرف خود داشته باشد. هرچه تعداد کندلهای بررسی شده و حرکت قیمت در اطراف آن بیشتر باشد، آن پیوت اهمیت بیشتری در تحلیل ساختار قیمت دارد.
خیر. سطوح پیوت محدودههای مهمی هستند اما هیچ تضمینی وجود ندارد که قیمت در آنها توقف یا بازگشت داشته باشد. ممکن است قیمت به سطح پیوت واکنشی داشته باشد، از آن عبور کند یا حتی پس از عبور کوتاه مدت مجدد به سمت دیگر سطح برگردد. بنابراین، بررسی رفتار قیمت در کنار سایر ابزارهای تحلیلی اهمیت دارد.
عبور قیمت از سطح پیوت میتواند نشانگر تغییر شرایط بازار باشد.. اما برای نتیجهگیری دقیقتر بهتر است رفتار قیمت را پس از عبور از سطح بررسی کنیم. مثلا آیا میتواند در سمت جدید سطح باقی بماند یا به محدوده قبلی برمیگردد.
نمیتوان یک پیوت را برای تمامی شرایط «بهترین» دانست. به طور مثال، پیوتهای قیمتی برای بررسی سقفها، کفها و ساختار حرکت قیمت قابل استفاده هستند. در حالی که پیوت پوینتهای محاسباتی در شناسایی سطوح احتمالی حمایت و مقاومت استفاده میشوند. انتخاب روش مناسب به هدف تحلیل و شیوه معاملاتی بستگی دارد.
خیر. پیوت چهارچوب مفیدی برای پیدا کردن سطوح مهم قیمت است اما به تنهایی نمیتواند تضمینی برای پیشبینی حرکت بعدی بازار باشد. بنابراین، پیوت در کنار بررسی رفتار قیمت و سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال میتواند ارزیابی دقیق و کاملتری را ارائه بدهد.
فهرست مطالب
نظرات و دیدگاهها
تجربیات، نظرات و سوالات خود را با ما و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.
ثبت نظر