
لطفا شماره موبایل خود را وارد کنید

کد تایید برای شماره پیامک شد

کد تایید برای شماره پیامک شد

لطفا رمز عبور خود را وارد نمایید

لطفا مشخصات خود را وارد نمایید.

لطفا رمز عبور جدید خود را وارد کنید
برای دریافت لینک لایو ترید، لطفاً اطلاعات خود را وارد کنید.

نویسنده:مهدی بنی اسدی
بانک مرکزی از ۱۸ شهریورماه برای نخستینبار «اوراق سلف موازی استاندارد تمام سکه» را با سررسید سهماهه منتشر میکند. در ظاهر با یک ابزار جدید برای سرمایهگذاری در بازار طلا مواجه هستیم، اما به اعتقاد من مهمترین بخش این تصمیم نه عرضه سکه، بلکه تضمین حداقل بازدهی ۷ درصدی برای خریداران این اوراق است. موضوعی که میتواند پیام مهمی برای فعالان بازار طلا و حتی بازار ارز داشته باشد.
به نقل از خبرگزاری فارس و بر اساس جزئیات منتشرشده درباره طرح جدید بانک مرکزی، عرضه اوراق سلف موازی استاندارد تمام سکه از ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ آغاز خواهد شد. این اوراق سررسید سهماهه دارند و قیمت خرید آنها نیز در زمان عرضه و بر اساس سازوکار کشف قیمت تعیین میشود. بر اساس شرایط اعلامشده، سرمایهگذار در زمان انتشار اوراق بر مبنای قیمت کشفشده وارد معامله میشود و سررسید اوراق سه ماه بعد خواهد بود.
نکته مهم اینجاست که دارنده اوراق در سررسید میتواند با استفاده از اختیار فروش، اوراق خود را با قیمتی معادل حداقل ۷ درصد بیشتر از قیمت مبنای روز انتشار به فروش برساند. برای درک بهتر موضوع فرض کنیم قیمت مبنای سکه در زمان عرضه ۱۰۰ واحد باشد.
اگر سه ماه بعد قیمت سکه افزایش پیدا کرده باشد، سرمایهگذار طبیعتاً از افزایش ارزش دارایی خود منتفع میشود. اما اگر بازار وارد فاز نزولی شود، سازوکاری در اختیار او قرار گرفته که میتواند حداقل ۱۰۷ واحد دریافت کند، بنابراین با یک فروش ساده سکه مواجه نیستیم. بانک مرکزی در واقع ابزاری طراحی کرده که سرمایهگذاری در سکه را با نوعی پوشش ریسک همراه کرده است.
همین ویژگی، تفاوت اساسی این طرح با بسیاری از عرضههای قبلی سکه است. در روشهای معمول، فرد سکه را خریداری میکند و از همان لحظه تمام ریسک افزایش یا کاهش قیمت را میپذیرد. اگر سکه گران شود سود میکند و اگر قیمت کاهش پیدا کند، زیان آن مستقیماً متوجه سرمایهگذار خواهد بود. اما در این طرح، بانک مرکزی برای خریدار یک کف بازدهی تعریف کرده است.
از این منظر، سرمایهگذار صرفاً روی رشد قیمت سکه شرط نمیبندد، بلکه وارد ابزاری میشود که بخشی از ریسک نزولی آن نیز مدیریت شده است. این موضوع میتواند جذابیت اوراق را به شکل محسوسی افزایش دهد، بهخصوص برای افرادی که قصد سرمایهگذاری روی طلا را دارند اما نمیخواهند تمام ریسک خرید مستقیم سکه در بازار آزاد را بپذیرند. از طرف دیگر، عرضه این اوراق قرار است از طریق بورس کالا انجام شود. این موضوع نیز اهمیت دارد، زیرا کشف قیمت، معامله و فرآیند اجرایی آن در بستر رسمی بازار سرمایه انجام خواهد شد.
یکی از نکات مهمی که باید درباره این طرح در نظر گرفت این است که بانک مرکزی قرار نیست سکه را با تخفیف سنگین نسبت به بازار آزاد عرضه کند. قیمت اوراق در روز عرضه و از طریق سازوکار کشف قیمت مشخص میشود. بنابراین با شرایطی مواجه نیستیم که بانک مرکزی برای مثال سکه را ۱۰ یا ۲۰ درصد پایینتر از بازار آزاد عرضه کند تا مستقیماً قیمت بازار را کاهش دهد.
این مسئله باعث میشود ماهیت طرح با عرضههای مستقیم و ارزان سکه برای کنترل فوری بازار متفاوت باشد. به همین دلیل، اثرگذاری این سیاست بر بازار طلا بیش از هر چیز به قیمت کشفشده، حجم عرضه و میزان استقبال سرمایهگذاران بستگی خواهد داشت.
بانک مرکزی سه هدف برای انتشار این اوراق اعلام کرده است: توسعه ابزارهای مالی، فراهم کردن امکان سرمایهگذاری در بازار طلا و کنترل نقدینگی. از میان این سه هدف، کنترل نقدینگی از نظر اقتصادی اهمیت بیشتری دارد. در دورههایی که انتظارات تورمی افزایش پیدا میکند، مردم برای حفظ قدرت خرید خود به سمت داراییهایی مانند ارز، طلا، سکه و مسکن حرکت میکنند. افزایش این تقاضا میتواند خودش به افزایش قیمت داراییها دامن بزند. بانک مرکزی با انتشار این اوراق تلاش میکند بخشی از نقدینگیای را که احتمالاً قرار بود وارد بازار فیزیکی سکه شود، به یک ابزار مالی رسمی منتقل کند.
یعنی به جای اینکه سرمایهگذار مستقیماً وارد بازار آزاد شود و سکه فیزیکی خریداری کند، پول خود را برای یک دوره سهماهه وارد اوراقی میکند که ارزش آن به سکه وابسته است. از این منظر، اصطلاح «ارزپاشی» برای توصیف این سیاست چندان دقیق نیست. بانک مرکزی در اینجا ارز وارد بازار نمیکند، بلکه تلاش دارد نقدینگی را از طریق یک ابزار مبتنی بر طلا مدیریت و جذب کند.
یکی از برداشتهایی که ممکن است درباره این طرح شکل بگیرد، استفاده از منابع حاصل از فروش اوراق برای تأمین مالی یا جبران کسری بودجه است. از نظر اقتصادی، انتشار اوراق سلف یک مزیت مهم برای عرضهکننده دارد. پول را امروز دریافت میکند، اما تعهد اصلی آن در آینده سررسید میشود. بنابراین بدون تردید این ابزار امکان جذب منابع نقدی در زمان حال را فراهم میکند.
اما تا زمانی که جزئیات دقیق ساختار مالی اوراق و محل مصرف منابع آن منتشر نشده، نمیتوان با قطعیت گفت پول حاصل از این طرح مستقیماً برای جبران کسری بودجه دولت مورد استفاده قرار خواهد گرفت. بنابراین بهتر است میان دو مفهوم تفاوت قائل شویم. جذب نقدینگی یک هدف صریح و اعلامشده این طرح است، اما جبران مستقیم کسری بودجه فعلاً یک برداشت تحلیلی محسوب میشود و برای اثبات آن به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
به اعتقاد من مهمترین بخش ماجرا همین تضمین حداقل بازدهی ۷ درصدی است. وقتی سیاستگذار برای یک ابزار مبتنی بر سکه کف بازدهی تعیین میکند، بازار طبیعتاً از این تصمیم پیام دریافت میکند. حداقل یکی از برداشتهای ممکن این است که بانک مرکزی برای جذاب کردن این اوراق حاضر شده بخشی از ریسک افت قیمت را از دوش سرمایهگذار بردارد.
به بیان ساده، اگر فرد امروز وارد این اوراق شود و بازار سه ماه آینده برخلاف انتظار نزولی شود، سازوکاری برای محدود کردن ریسک او در نظر گرفته شده است. این تصمیم طبیعتاً میتواند انتظارات بازار را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از نگاه تحلیلی، وقتی سیاستگذار حاضر میشود برای یک ابزار وابسته به سکه چنین کف بازدهیای ایجاد کند، میتوان این برداشت را مطرح کرد که انتظار ریزش شدید و پایدار قیمت سکه در افق سهماهه، سناریوی اصلی سیاستگذار نیست.
خیر. باید مراقب یک برداشت اشتباه بود. از این تصمیم نمیتوان نتیجه گرفت که بانک مرکزی تضمین کرده قیمت دلار یا طلا در سه ماه آینده کاهش پیدا نخواهد کرد. همچنین نمیتوان نتیجه گرفت که سیاستگذار از عدم توافق سیاسی یا عدم آغاز مذاکرات در سه ماه آینده اطمینان دارد. بازار طلا و ارز تحت تأثیر مجموعهای از متغیرهای سیاسی و اقتصادی قرار دارد که بسیاری از آنها قابل پیشبینی قطعی نیستند.
با این حال، از منظر تحلیلی میتوان این سؤال را مطرح کرد که اگر سیاستگذار احتمال وقوع یک توافق سیاسی بزرگ، بهبود جدی روابط ایران و آمریکا یا انتشار اخباری را میداد که بتواند در این بازه زمانی ریزش سنگینی در بازار ارز و طلا ایجاد کند، چرا برای یک ابزار مبتنی بر سکه کف بازدهی تعریف کرده است؟
این سؤال به معنای پیشبینی قطعی آینده نیست، اما میتواند بخشی از پیام این تصمیم به بازار باشد. پیام دقیقتر این سیاست این است که بانک مرکزی برای جذب سرمایهگذار به این ابزار، حاضر شده یک کف بازدهی ایجاد کند و بخشی از ریسک نزولی سرمایهگذاری را پوشش دهد. همین موضوع به تنهایی برای بازار پیام قابل توجهی است.
این تصور که انتشار اوراق جدید الزاماً باعث ریزش شدید قیمت سکه خواهد شد نیز نیاز به بررسی بیشتری دارد. اثرگذاری این سیاست قبل از هر چیز به حجم عرضه بستگی دارد. اگر حجم اوراق به اندازهای بزرگ باشد که بتواند بخش قابل توجهی از تقاضای سرمایهگذاری بازار فیزیکی سکه را جذب کند، طبیعتاً میتواند بخشی از فشار تقاضا را از بازار آزاد کم کند. اما اگر حجم عرضه در مقایسه با نقدینگی موجود در بازار محدود باشد، اثر آن بر قیمت سکه نیز محدود خواهد بود.
در حال حاضر بازار ابزارهای مالی مبتنی بر طلا در ایران دیگر بازار کوچکی نیست. ارزش گواهیهای سپرده شمش و سکه در بورس کالا به ارقام قابل توجهی رسیده و استقبال سرمایهگذاران از صندوقها و ابزارهای مبتنی بر طلا نشان میدهد بخش مهمی از نقدینگی آماده ورود به چنین بازارهایی است. بنابراین اگر اوراق جدید بانک مرکزی با استقبال جدی مواجه شود، میتواند بخشی از تقاضای خرید سکه فیزیکی را به سمت بورس کالا منتقل کند.
این اتفاق در کوتاهمدت میتواند فشار تقاضای بازار آزاد را کاهش دهد، اما الزاماً به معنای تغییر روند بلندمدت طلا نیست. روند اصلی طلا همچنان تابع نرخ ارز، تورم، انتظارات تورمی، وضعیت نقدینگی، تحولات سیاسی و قیمت جهانی طلاست.
با وجود تمام جذابیتی که تضمین حداقل بازدهی ۷ درصدی ایجاد کرده، من معتقدم مهمترین عدد این طرح هنوز اعلام نشده است. آن عدد، «قیمت کشفشده روز عرضه» است. در بازار سرمایه، صرف اینکه یک ابزار دارای تضمین بازده باشد، دلیل کافی برای جذاب بودن آن نیست. قیمت ورود اهمیت بسیار زیادی دارد. برای مثال اگر اوراق در روز عرضه با قیمتی بالاتر از ارزش منطقی سکه معامله شود، بخشی از مزیت بازدهی تضمینشده عملاً از بین خواهد رفت.
سرمایهگذار باید قیمت اوراق را با قیمت سکه در بازار آزاد، میزان حباب سکه، نرخ بازده سایر بازارها، وضعیت دلار و چشمانداز طلای جهانی مقایسه کند. در واقع نمیتوان امروز و قبل از مشخص شدن قیمت عرضه گفت این اوراق حتماً گزینه مناسبی برای خرید است. ممکن است در یک قیمت بسیار جذاب باشد و تنها چند درصد بالاتر، دیگر توجیه اقتصادی قبلی را نداشته باشد.
موضوع دیگری که باید تا انتشار اطلاعیه نهایی مورد توجه قرار گیرد، نحوه تسویه اوراق است. در برخی توضیحات منتشرشده از دریافت ارزش سکه در سررسید صحبت شده و در برخی دیگر امکان دریافت فیزیکی سکه مطرح شده است. این دو موضوع برای سرمایهگذار یکسان نیست. بنابراین لازم است در اطلاعیه نهایی دقیقاً مشخص شود که تسویه به چه شکلی انجام خواهد شد.
اما چند سؤال مهم هنوز باقی است:
تمام این موارد میتواند روی ارزش واقعی اوراق و تصمیم سرمایهگذار اثرگذار باشد.
از یک زاویه دیگر میتوان گفت بانک مرکزی با انتشار این اوراق وارد رقابت با بازار آزاد برای جذب پول سرمایهگذاران طلا شده است. فرض کنید فردی قصد خرید سکه دارد. در بازار آزاد باید سکه فیزیکی خریداری کند، ریسک نگهداری آن را بپذیرد، با فاصله قیمت خرید و فروش مواجه شود و تمام ریسک افت قیمت را نیز قبول کند. حالا گزینه دیگری مقابل او قرار گرفته است.
ابزاری رسمی و بورسی که ارزش آن به سکه وابسته است و در عین حال برای آن کف بازدهی هم تعریف شده است. اگر قیمت عرضه مناسب باشد، طبیعی است که بخشی از سرمایهگذاران این گزینه را به خرید فیزیکی ترجیح دهند. اگر چنین اتفاقی در مقیاس بزرگ رخ دهد، بانک مرکزی موفق خواهد شد بخشی از نقدینگی سرگردان بازار طلا را حداقل برای سه ماه در یک ابزار رسمی جذب کند.
از دید بانک مرکزی، این ابزار چند مزیت همزمان ایجاد میکند:
در شرایط فعلی پاسخ قطعی دادن به این سؤال زود است. مزیت اصلی این اوراق مشخص است. سرمایهگذار در معرض رشد قیمت سکه قرار میگیرد و در عین حال یک حداقل بازدهی برای او تعریف شده است. اما جذاب بودن معامله وابسته به قیمت روز عرضه است. به همین دلیل معتقدم سرمایهگذاران نباید تنها عبارت «سود تضمینی ۷ درصدی» را ببینند و بر اساس آن تصمیم بگیرند.
قیمت کشفشده، قیمت روز سکه، میزان حباب بازار، شرایط دقیق اختیار فروش و نحوه تسویه باید در کنار هم بررسی شوند. در بازار مالی تقریباً همیشه یک قاعده وجود دارد: یک دارایی خوب را هم میتوان در قیمت بد خرید. چه قیمتی برای خرید جذاب است؟ پاسخ این سؤال زمانی مشخص میشود که قیمت عرضه ۱۸ شهریور اعلام شود.
برای تصمیمگیری باید چند متغیر همزمان بررسی شود:
به همین دلیل قیمت ورود مهمتر از خود عبارت «سود تضمینی» است. ما در روز عرضه این متغیرها را بررسی خواهیم کرد و محدوده قیمتی مناسب برای شرکت در مزایده را مشخص میکنیم تا بتوان تصمیم گرفت خرید این اوراق بهصرفهتر است یا خرید سکه از بازار آزاد.
انتشار اوراق سلف موازی استاندارد تمام سکه یکی از مهمترین تجربههای جدید بانک مرکزی برای مدیریت بازار طلا و نقدینگی است. تفاوت اصلی این طرح با عرضه ساده سکه، وجود یک کف بازدهی ۷ درصدی در سررسید سهماهه است. ویژگیای که ریسک سرمایهگذار را کاهش داده و میتواند جذابیت بالایی برای بخشی از متقاضیان بازار طلا ایجاد کند.
از طرف دیگر، بانک مرکزی با این ابزار تلاش میکند بخشی از تقاضای سرمایهگذاری طلا را از بازار فیزیکی به سمت یک بازار رسمی منتقل کند و نقدینگی را برای مدتی در این ابزار نگه دارد. این طرح در عین حال امکان جذب منابع مالی در زمان حال را نیز برای عرضهکننده ایجاد میکند. با این حال، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت منابع حاصل از این طرح مستقیماً برای جبران کسری بودجه دولت استفاده خواهد شد.
همچنین نباید از این سیاست نتیجه گرفت که بانک مرکزی افزایش قیمت طلا یا دلار را تضمین کرده یا کاهش قیمت آنها را غیرممکن میداند. سیگنال اصلی جای دیگری است. سیاستگذار برای جذب نقدینگی حاضر شده برای سرمایهگذار طلا یک کف بازده تعریف کند و بخشی از ریسک نزولی او را پوشش دهد. اکنون همه چیز به روز عرضه و قیمت کشفشده بستگی دارد.
به اعتقاد من عددی که در ۱۸ شهریور باید بیش از هر چیز دیگری مورد توجه قرار گیرد، نه عدد ۷ درصد، بلکه قیمت ورود به این اوراق است. همان عدد مشخص خواهد کرد که با یک فرصت واقعی سرمایهگذاری مواجه هستیم یا صرفاً با یک ابزار جدید برای جذب نقدینگی بازار طلا.

خلاصه خبر بانک مرکزی با عرضه ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس، امکان خرید ارز از شبکه بانکی را فراهم کرده است. اشخاص حقیقی میتوانند با کارت ملی تا سقف ۱,۰۰۰ دلار از شعب منتخب بانکهای عامل خریداری کنند. بااینحال، تنها حدود ۲۰ میلیون دلار در سه روز…

خلاصه خبر اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ با تشدید نااطمینانی روبهرو شده و بنگاهها تنها از ۳۵٪ ظرفیت واقعی خود استفاده میکنند. مهمترین مشکلات، نوسان قیمت مواد اولیه، کمبود منابع مالی و بیثباتی قوانین است که در کنار فشارهای جنگ، تولید و سرمایهگذاری را محدود کردهاند.به…

خلاصه خبر جنگ ششماهه ایران و آمریکا فشار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد کرده و پیامدهای آن در تورم، افزایش نرخ ارز، کاهش صادرات نفت و افت اشتغال دیده میشود. کاهش درآمدهای ارزی و نااطمینانی سیاسی نیز تقاضا برای دلار و طلا را افزایش داده و…

خلاصه خبر بانک مرکزی با عرضه ۵۰۰ میلیون دلار و نرخ پایه حدود ۱۹۵ هزار تومان، تلاش کرده التهاب بازار ارز و تقاضای احتیاطی را کاهش دهد. این اقدام برخلاف ارزپاشیهای گذشته، دلار را بسیار ارزانتر از بازار عرضه نمیکند و بیشتر با هدف افزایش عرضه…

خلاصه خبر بانک مرکزی با عرضه ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس، امکان خرید ارز از شبکه بانکی را فراهم کرده است. اشخاص حقیقی میتوانند با کارت ملی تا سقف ۱,۰۰۰ دلار از شعب منتخب بانکهای عامل خریداری کنند. بااینحال، تنها حدود ۲۰ میلیون دلار در سه روز…

بانک مرکزی از ۱۸ شهریورماه برای نخستینبار «اوراق سلف موازی استاندارد تمام سکه» را با سررسید سهماهه منتشر میکند. در ظاهر با یک ابزار جدید برای سرمایهگذاری در بازار طلا مواجه هستیم، اما به اعتقاد من مهمترین بخش این تصمیم نه عرضه سکه، بلکه تضمین حداقل بازدهی ۷ درصدی برای…

خلاصه خبر اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ با تشدید نااطمینانی روبهرو شده و بنگاهها تنها از ۳۵٪ ظرفیت واقعی خود استفاده میکنند. مهمترین مشکلات، نوسان قیمت مواد اولیه، کمبود منابع مالی و بیثباتی قوانین است که در کنار فشارهای جنگ، تولید و سرمایهگذاری را محدود کردهاند.به…

خلاصه خبر جنگ ششماهه ایران و آمریکا فشار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد کرده و پیامدهای آن در تورم، افزایش نرخ ارز، کاهش صادرات نفت و افت اشتغال دیده میشود. کاهش درآمدهای ارزی و نااطمینانی سیاسی نیز تقاضا برای دلار و طلا را افزایش داده و…
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
ارسال دیدگاه جدید