
لطفا شماره موبایل خود را وارد کنید

کد تایید برای شماره پیامک شد

کد تایید برای شماره پیامک شد

لطفا رمز عبور خود را وارد نمایید

لطفا مشخصات خود را وارد نمایید.

لطفا رمز عبور جدید خود را وارد کنید
برای دریافت لینک لایو ترید، لطفاً اطلاعات خود را وارد کنید.

نویسنده:میلاد یزدانپور
از شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد و همزمان با اوجگیری دوباره تنشها، فضای عمومی بازارها وارد مرحله تازهای از احتیاط و نااطمینانی شد. در چنین شرایطی، زمانی که ریسکهای بیرونی و نگرانیهای ژئوپلیتیک افزایش پیدا میکند، رفتار بازارها معمولاً از منطق عادی و تحلیلهای بلندمدت فاصله میگیرد و بیش از هر چیز تابع انتظارات کوتاهمدت، حفظ ارزش دارایی و مدیریت ریسک میشود.
در دورههای افزایش تنش، سرمایهگذاران پیش از آنکه به قطعیت رویدادها واکنش نشان دهند، به خودِ افزایش نااطمینانی واکنش نشان میدهند. به همین دلیل، نخستین واکنش بازارها معمولاً جابهجایی بخشی از نقدینگی از داراییهای پرریسکتر به سمت داراییهایی است که از نگاه عمومی، قدرت بیشتری برای حفظ ارزش پول دارند. در چنین فضایی، اولویت اصلی فعالان اقتصادی دیگر الزاماً کسب بازدهی بالا نیست. بلکه کاهش ریسک، افزایش نقدشوندگی و جلوگیری از افت قدرت خرید است.
آنچه در روزهای اخیر در بازارهای مختلف مشاهده شد نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. بازار سهام با افزایش فشار عرضه و کاهش اشتهای ریسک مواجه شد، درحالیکه بازار ارز و طلا بهدلیل نقش سنتی خود در پوشش ریسک و حفظ ارزش دارایی، با رشد تقاضا روبهرو شدند. بازارهایی مانند خودرو و مسکن نیز اگر چه معمولاً با تأخیر بیشتری نسبت به شوکهای سیاسی و ارزی واکنش نشان میدهند. اما از مسیر انتظارات تورمی، نرخ ارز و رفتار احتیاطی فروشندگان و خریداران تحت تأثیر قرار میگیرند.
به بیان دیگر، اقتصاد در چنین مقاطعی وارد فاز بازآرایی انتظارات میشود. مرحلهای که در آن فعالان بازار بیش از آنکه بر سودآوری بلندمدت، مصرف واقعی یا ارزشگذاریهای بنیادی تمرکز کنند، تلاش میکنند ترکیب داراییهای خود را با سطح جدید ریسک تطبیق دهند. بنابراین، واکنش اخیر بازارها را باید بیش از آنکه نشانه یک بحران قطعی دانست، بازتابی از قیمتگذاری نااطمینانی و تلاش سرمایهها برای یافتن پناهگاه امن ارزیابی کرد.

بازار سهام معمولاً نخستین بازاری است که به افزایش ریسکهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی واکنش منفی نشان میدهد. دلیل این موضوع روشن است. ارزش سهام بر پایه انتظارات آینده شکل میگیرد. هر عاملی که چشمانداز سودآوری شرکتها، ثبات متغیرهای کلان، جریان نقدی بنگاهها یا افق تصمیمگیری سرمایهگذاران را مبهم کند، بهسرعت در قیمت سهام منعکس میشود.
در چنین شرایطی، فشار فروش در بورس را باید واکنشی طبیعی به افزایش نااطمینانی دانست. سرمایهگذار بورسی زمانی که با ریسکهای جدید مواجه میشود، برای نگهداری سهم، بازده بالاتری مطالبه میکند. اگر بازار نتواند این بازده مورد انتظار را در کوتاهمدت تأمین کند، بخشی از سرمایهگذاران ترجیح میدهند دارایی خود را نقد کنند یا به سمت بازارهایی بروند که از نظر ذهنی، ریسک کمتری دارند.
افت همزمان شاخص کل و شاخص هموزن معمولاً نشان میدهد فشار فروش فقط محدود به چند نماد بزرگ نیست و فضای احتیاط در کل بازار گسترش پیدا کرده است. بااینحال، باید میان اصلاح ناشی از بازنگری ریسک و فروپاشی انتظارات تفاوت قائل شد. اگر بازار همچنان در برخی نمادها تقاضای فعال داشته باشد و معاملات بهطور کامل قفل نشود، میتوان گفت بورس هنوز در وضعیت وحشت کامل نیست و در مرحله ارزیابی شرایط است.
در گروههای بزرگ بازار مانند پالایشیها، فلزات اساسی، پتروشیمیها و شرکتهای صادراتمحور نیز فشار عرضه قابل انتظار است. این صنایع از یک سو به نرخ ارز، قیمتهای جهانی، نفت، تجارت خارجی و هزینههای حملونقل وابستهاند و از سوی دیگر در زمان افزایش ریسکهای کلان به دلیل نقدشوندگی بالاتر، زودتر از سایر گروهها در معرض فروش قرار میگیرند. بنابراین، فشار فروش در این صنایع را نباید الزاماً به معنای ضعف بنیادی دانست. بلکه بیشتر نشانه تلاش سرمایهگذاران برای کاهش ریسک پرتفوی و افزایش نقدشوندگی است.
در مجموع، بورس در مقطع فعلی بیش از هر چیز در حال قیمتگذاری مجدد ریسک است. اگر نااطمینانیها کاهش پیدا کند، بازار سهام میتواند بخشی از افت خود را جبران کند. اما اگر ریسکها ادامهدار شود، کاهش اشتهای ریسک و خروج نقدینگی از سهام میتواند در کوتاهمدت ادامه داشته باشد.
بازار ارز در اقتصاد ایران همیشه یکی از حساسترین بازارها نسبت به اخبار و انتظارات بوده است. دلار فقط یک متغیر معاملاتی نیست. بلکه برای بخش بزرگی از جامعه و فعالان اقتصادی، شاخصی برای سنجش آینده تورم، قدرت خرید، هزینه واردات و حتی ارزش داراییها محسوب میشود.
در دورههایی که نااطمینانی افزایش مییابد، تقاضا برای ارز معمولاً از دو مسیر تقویت میشود. مسیر نخست، تقاضای احتیاطی است. یعنی افراد و بنگاهها برای حفظ ارزش دارایی خود بخشی از منابع ریالی را به ارز تبدیل میکنند. مسیر دوم، تقاضای انتظاری است. یعنی بازار این احتمال را در نظر میگیرد که افزایش تنشها بتواند بر مسیر تجارت خارجی، درآمدهای ارزی، هزینه واردات یا انتظارات تورمی اثر بگذارد.
در چنین فضایی حتی اگر عرضه ارز در کوتاهمدت دچار تغییر جدی نشود، صرف افزایش انتظارات تورمی میتواند قیمتها را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل است که بازار ارز معمولاً سریعتر از بسیاری از بازارهای کالایی و دارایی به تحولات بیرونی واکنش نشان میدهد.
نکته مهم این است که رشد دلار فقط یک پدیده مستقل نیست. بلکه بهسرعت به سایر بازارها سیگنال میدهد. طلا، خودرو، مسکن، کالاهای وارداتی و حتی بخشی از انتظارات بورسی از تغییرات نرخ ارز اثر میپذیرند. به همین دلیل، اگر نرخ ارز در سطوح بالا تثبیت شود، میتواند انتظارات تورمی را در کل اقتصاد تقویت کند. اما اگر رشد آن هیجانی باشد و با کاهش نااطمینانی تعدیل شود، اثر آن بر سایر بازارها نیز محدودتر خواهد بود.
بنابراین در تحلیل شرایط فعلی، مسیر دلار اهمیت بسیار بالایی دارد. دلار در این مقطع نقش دماسنج انتظارات را دارد. اگر بازار ارز آرام شود، بخشی از فشار روانی بر سایر بازارها نیز کاهش پیدا میکند. اما اگر روند صعودی آن پایدار شود، سایر بازارهای دارایی نیز دیر یا زود خود را با سطح جدید انتظارات تطبیق میدهند..
معمولاً طلا در فضای افزایش ریسک بهعنوان یکی از نخستین گزینههای حفظ ارزش دارایی مطرح میشود. در اقتصاد ایران، تقاضا برای طلا فقط تابع قیمت جهانی اونس نیست. بلکه بهشدت از نرخ ارز داخلی نیز تأثیر میپذیرد. به همین دلیل، حتی اگر اونس جهانی رشد محدودی داشته باشد یا در برخی مقاطع تحت فشار قرار بگیرد، طلای داخلی میتواند به دلیل افزایش نرخ ارز، رشد قابل توجهی را تجربه کند. در شرایط فعلی، رشد تقاضا برای طلا را باید ترکیبی از دو عامل دانست:
برای بسیاری از خانوارها و سرمایهگذاران خرد، طلا بازاری قابل فهم، نقدشونده و نسبتاً در دسترس است. همین ویژگی باعث شده در دورههای التهاب، بخشی از نقدینگی به سمت سکه، طلای آبشده و مصنوعات طلا حرکت کند.
البته باید توجه داشت که رفتار طلای داخلی و طلای جهانی همیشه یکسان نیست. در بازار جهانی، طلا تحت تأثیر عواملی مانند نرخ بهره آمریکا، ارزش دلار، بازده اوراق خزانه، تورم جهانی و تقاضای پناهگاهی قرار دارد. اگر افزایش تنشها باعث رشد قیمت نفت و نگرانی از تورم شود، ممکن است بانکهای مرکزی بهویژه فدرال رزرو، سیاستهای پولی سختگیرانهتری را حفظ کنند. در چنین شرایطی، افزایش نرخ بهره و تقویت دلار میتواند فشار منفی بر طلا وارد کند.
در بازار داخلی، نرخ ارز نقش بسیار پررنگی دارد. به همین دلیل ممکن است طلای جهانی نوسان محدود داشته باشد. اما طلای داخلی تحت تأثیر دلار رشد کند. این موضوع باعث میشود طلا در ایران همزمان هم دارایی پناهگاهی و هم ابزاری برای پوشش ریسک ارزی باشد.
در مجموع، تا زمانی که نااطمینانی و انتظارات تورمی بالا باشد، تقاضا برای طلا نیز تقویت میشود. اما اگر نرخ ارز آرام بگیرد یا تنشها کاهش یابد، بخشی از رشد هیجانی این بازار میتواند تعدیل شود.
بازار خودرو در ایران ویژگی خاصی دارد. از یک سو کالایی مصرفی است و از سوی دیگر در سالهای اخیر به دلیل تورم، محدودیت عرضه، نوسان نرخ ارز و انتظارات قیمتی به یک دارایی سرمایهای تبدیل شده است. به همین دلیل، این بازار در زمان افزایش نااطمینانی، صرفاً بر اساس میزان تقاضای مصرفی حرکت نمیکند، بلکه انتظارات تورمی نقش تعیینکنندهای در آن دارد.
افزایش نرخ ارز معمولاً با یک فاصله زمانی بر بازار خودرو اثر میگذارد. خودروهای وارداتی و مونتاژی بهصورت مستقیمتر از نرخ ارز تأثیر میپذیرند. زیرا هزینه واردات قطعات، قیمت تمامشده و انتظارات فروشندگان به دلار وابسته است. خودروهای داخلی نیز اگر چه وابستگی مستقیم کمتری دارند. اما از مسیر قطعات، مواد اولیه، هزینه تولید و فضای روانی بازار تحت تأثیر قرار میگیرند.
فروشندگان در دورههای التهاب معمولاً احتیاط بیشتری میکنند و بخشی از عرضه از بازار خارج میشود. زیرا انتظار دارند قیمتها در آینده افزایش پیدا کند. در مقابل، خریداران مصرفی با تردید مواجه میشوند. برخی برای جلوگیری از رشد قیمت، اقدام به خرید میکنند و برخی دیگر به امید آرام شدن بازار، خرید خود را به تعویق میاندازند. نتیجه این وضعیت، کاهش شفافیت معاملاتی و افزایش فاصله میان قیمتهای پیشنهادی و معاملات واقعی است.
بااینحال، باید تأکید کرد که بازار خودرو مانند ارز و طلا واکنش لحظهای ندارد. این بازار با کمی تأخیر به شوکها پاسخ میدهد و میزان اثرپذیری آن به سه عامل نرخ ارز، وضعیت عرضه خودرو و سیاستهای تنظیمی بستگی دارد.
اگر دلار در سطوح بالا تثبیت شود، بازار خودرو نیز احتمالاً وارد فاز افزایشی میشود. اما اگر رشد ارز کوتاهمدت و هیجانی باشد، ممکن است خودرو تنها با افزایش محدود قیمتهای پیشنهادی مواجه شود و معاملات واقعی رشد جدی نداشته باشد.
بنابراین، خودرو در شرایط فعلی بازاری است که بیشتر از مسیر انتظارات نه تقاضای واقعی مصرفی حرکت میکند. هر چه نااطمینانی طولانیتر شود، احتمال تقویت نگاه سرمایهای به خودرو نیز بیشتر خواهد شد.
بازار مسکن برخلاف ارز، طلا و بورس یک بازار کندتر و کمنقدشوندهتر است. به همین دلیل، واکنش آن به شوکهای سیاسی و اقتصادی معمولاً فوری نیست. البته این به معنای بیاثر بودن تحولات بر مسکن نیست. مسکن از مسیر انتظارات تورمی، نرخ ارز، هزینه ساخت، قیمت زمین و رفتار سرمایهگذاران تحت تأثیر قرار میگیرد.
در دورههایی که نااطمینانی افزایش مییابد، بخشی از سرمایهها به دنبال داراییهایی میروند که قابلیت حفظ ارزش در بلندمدت داشته باشند. مسکن یکی از این داراییها است؛ اما به دلیل قیمت بالا، نقدشوندگی پایین و کاهش قدرت خرید خانوارها، واکنش آن نسبت به طلا و ارز محدودتر و کندتر است.
در حال حاضر، بازار مسکن با دو نیروی متضاد روبهروست. از یک طرف، رشد انتظارات تورمی و افزایش نرخ ارز میتواند هزینه ساخت و قیمت داراییهای ملکی را بالا ببرد. از طرف دیگر ضعف قدرت خرید، رکود معاملاتی و کاهش توان تقاضای مصرفی مانع از جهش سریع معاملات میشود. به همین دلیل ممکن است در کوتاهمدت بیش از آنکه شاهد رونق واقعی معاملات باشیم، با افزایش قیمتهای پیشنهادی و احتیاط فروشندگان مواجه شویم.
سازندگان نیز در چنین شرایطی با ابهام بیشتری روبهرو میشوند. هزینه مصالح، دستمزد، زمین و تأمین مالی از انتظارات تورمی اثر میپذیرند. اگر نااطمینانی ادامه پیدا کند، ممکن است بخشی از عرضه جدید به تعویق بیفتد یا قیمتگذاری پروژهها محتاطانهتر شود. اما از سمت تقاضا، محدودیت جدی قدرت خرید اجازه نمیدهد بازار مسکن مانند بازار ارز یا طلا واکنش سریع و پرحجم نشان دهد.
بنابراین، مسکن در شرایط فعلی بیشتر در معرض رکود تورمی قرار دارد. به عبارت دیگر قیمتها ممکن است تحت تأثیر انتظارات و هزینهها میل به افزایش داشته باشند؛ اما حجم معاملات به دلیل ضعف تقاضای واقعی بالا نرود. این وضعیت باعث میشود بازار مسکن از نظر قیمتی مقاوم بماند و از نظر معاملاتی همچنان کمرمق باشد.
برای تحلیل درست شرایط فعلی، نباید بازارها را جدا از یکدیگر دید. نرخ ارز در اقتصاد ایران معمولاً نقش متغیر راهبر را دارد. وقتی دلار افزایش پیدا میکند، طلا بلافاصله واکنش نشان میدهد، خودرو با کمی تأخیر تحت تأثیر قرار میگیرد و مسکن نیز در مرحله بعد از مسیر هزینه ساخت و انتظارات تورمی اثر میپذیرد. بورس نیز بسته به ترکیب صنایع و شرایط سیاسی میتواند هم از نرخ ارز اثر مثبت بگیرد و هم از رشد ریسکهای کلان آسیب ببیند.
در شرایط عادی، رشد نرخ ارز ممکن است برای برخی شرکتهای صادراتمحور بورس جذاب باشد. اما زمانی که افزایش دلار ناشی از ریسک و نااطمینانی باشد، اثر مثبت آن لزوماً بلافاصله در سهام منعکس نمیشود. زیرا سرمایهگذار ابتدا نگران فضای کلی اقتصاد، محدودیتهای احتمالی، هزینههای عملیاتی و ریسکهای سیستماتیک است. به همین دلیل ممکن است در کوتاهمدت، دلار و طلا رشد کنند ولی بورس تحت فشار باقی بماند.
این همان تفاوت مهم میان رشد ارزی ناشی از بهبود سودآوری و رشد ارزی ناشی از نگرانی و نااطمینانی است. در حالت دوم، بازارها بیشتر حالت تدافعی پیدا میکنند و سرمایهها به سمت داراییهای نقدشونده و کمریسکتر حرکت میکنند.
در وضعیت فعلی نمیتوان با قطعیت درباره مسیر آینده بازارها قضاوت کرد. مسیر بعدی کاملاً به میزان تداوم نااطمینانی، رفتار نرخ ارز، وضعیت بازارهای جهانی و واکنش سیاستگذار بستگی دارد. بااینحال میتوان سه سناریوی اصلی را در نظر گرفت.
اگر فضای نااطمینانی کاهش پیدا کند و بازار به این جمعبندی برسد که ریسکها موقتی و قابل کنترل است، احتمالاً بخشی از هیجان فعلی تخلیه میشود. در این سناریو، بازار ارز آرامتر میشود، طلا بخشی از رشد هیجانی خود را پس میدهد، بورس از فشار فروش فاصله میگیرد و بازار خودرو و مسکن نیز وارد فاز انتظار میشوند. در چنین وضعیتی، رفتار بازارها بهتدریج از فضای احساسی فاصله میگیرد و دوباره متغیرهای بنیادی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
اگر تنشها ادامهدار اما کنترلشده باشد، بازارها وارد وضعیت نوسانی میشوند. در این حالت، دلار و طلا احتمالاً در سطوح بالا باقی میمانند، بورس با احتیاط حرکت میکند، خودرو با افزایش قیمتهای پیشنهادی مواجه میشود و مسکن نیز در رکود تورمی باقی میماند. این سناریو به معنای ادامه فضای انتظار و کاهش تصمیمگیریهای بلندمدت در اقتصاد است.
اگر نااطمینانیها تشدید شود و بازار احتمال اثرگذاری جدی بر متغیرهای اقتصادی را بالا ارزیابی کند، انتظارات تورمی تقویت خواهد شد. در این سناریو، فشار بر بازار ارز افزایش مییابد، طلا با تقاضای بیشتری روبهرو میشود، خودرو از مسیر نرخ ارز و کاهش عرضه فروشندگان رشد میکند و مسکن نیز ممکن است با افزایش قیمتهای پیشنهادی بیشتری مواجه شود. بورس در چنین شرایطی احتمالاً در کوتاهمدت تحت فشار ریسک سیستماتیک باقی میماند. حتی اگر برخی صنایع از رشد نرخ ارز منتفع شوند.
مهمترین خطا در شرایطی که بازارها تحت تأثیر ریسکهای بیرونی قرار میگیرند «تصمیمگیری هیجانی» است. تجربه نشان داده بازارها در مرحله اول معمولاً با اغراق واکنش نشان میدهند و پس از مدتی، قیمتها بهتدریج با واقعیتهای اقتصادی تنظیم میشوند. بنابراین، در چنین فضایی باید به جای دنبال کردن صرف اخبار لحظهای، نشانههای ماندگارتر را بررسی کرد. مهمترین متغیرهایی که باید مورد توجه قرار گیرد عبارتاند از:
1)روند نرخ ارز
2)ماندگاری تقاضا در بازار طلا
3)وضعیت ارزش معاملات بورس
4)رفتار فروشندگان در بازار خودرو
5)حجم معاملات مسکن
6)انتظارات تورمی عمومی
اگر رشد قیمتها با حجم معاملات واقعی همراه نباشد، باید آن را با احتیاط بیشتری تحلیل کرد. زیرا ممکن است بخشی از افزایش قیمتها صرفاً ناشی از فضای روانی و کاهش عرضه باشد.
برای سرمایهگذاران نیز تنوعبخشی به داراییها، پرهیز از تصمیمهای ناگهانی، توجه به نقدشوندگی و بررسی افق زمانی سرمایهگذاری اهمیت زیادی دارد. در دورههای نااطمینانی، داراییهایی که در ظاهر جذاب به نظر میرسند ممکن است با تغییر سریع شرایط دچار اصلاح شوند. بنابراین، حفظ تعادل میان ریسک و بازده اهمیت بیشتری از کسب سودهای کوتاهمدت دارد.
جمعبندی من این است که بازارهای مختلف در حال حاضر بیش از آنکه با یک بحران تثبیتشده اقتصادی روبهرو باشند، در مرحله قیمتگذاری ریسک و نااطمینانی قرار دارند. بورس به دلیل ماهیت انتظاری خود زودتر تحت فشار قرار گرفته، دلار بهعنوان دماسنج انتظارات تورمی فعال شده، طلا نقش پناهگاه سرمایه را ایفا میکند و بازارهای خودرو و مسکن نیز با تأخیر از مسیر نرخ ارز و انتظارات اثر میپذیرند.
نکته مهم این است که مسیر آینده بازارها به تداوم یا کاهش نااطمینانی بستگی دارد. اگر فضای ریسک آرام شود، بخشی از واکنشهای هیجانی بازارها تعدیل خواهد شد. اگر نااطمینانی ادامه پیدا کند، احتمال ماندگاری قیمتهای بالا در ارز و طلا، افزایش احتیاط در بورس، رشد قیمتهای پیشنهادی خودرو و تداوم رکود تورمی در مسکن بیشتر میشود.
در چنین شرایطی، تحلیل بازارها باید بر پایه چند متغیر کلیدی اعم از نرخ ارز، انتظارات تورمی، نقدشوندگی، رفتار سرمایهگذاران و میزان ماندگاری ریسک انجام شود. بازارها معمولاً پیش از آنکه دادههای رسمی تغییر کنند، از طریق قیمتها و جریان نقدینگی پیام خود را منتقل میکنند. به همین دلیل در مقطع فعلی، رصد «رفتار پول» از دنبال کردن صرف تیترهای خبری اهمیت بیشتری دارد.

خلاصه خبر بازار طلا و سکه در حالی به رکوردهای جدید رسیده که دلار آزاد از ۲۲۰ هزار تومان عبور کرده و رشد شدید نرخ ارز، اثر کاهشی افت اونس جهانی طلا را خنثی کرده است. طلای ۱۸ عیار در محدوده ۲۲ تا ۲۳ میلیون تومان…

خلاصه خبر اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ با تشدید نااطمینانی روبهرو شده و بنگاهها تنها از ۳۵٪ ظرفیت واقعی خود استفاده میکنند. مهمترین مشکلات، نوسان قیمت مواد اولیه، کمبود منابع مالی و بیثباتی قوانین است که در کنار فشارهای جنگ، تولید و سرمایهگذاری را محدود کردهاند.

خلاصه خبر جنگ ششماهه ایران و آمریکا فشار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد کرده و پیامدهای آن در تورم، افزایش نرخ ارز، کاهش صادرات نفت و افت اشتغال دیده میشود. کاهش درآمدهای ارزی و نااطمینانی سیاسی نیز تقاضا برای دلار و طلا را افزایش داده و…

خلاصه خبر بانک مرکزی با عرضه ۵۰۰ میلیون دلار و نرخ پایه حدود ۱۹۵ هزار تومان، تلاش کرده التهاب بازار ارز و تقاضای احتیاطی را کاهش دهد. این اقدام برخلاف ارزپاشیهای گذشته، دلار را بسیار ارزانتر از بازار عرضه نمیکند و بیشتر با هدف افزایش عرضه…

خلاصه خبر بازار طلا و سکه در حالی به رکوردهای جدید رسیده که دلار آزاد از ۲۲۰ هزار تومان عبور کرده و رشد شدید نرخ ارز، اثر کاهشی افت اونس جهانی طلا را خنثی کرده است. طلای ۱۸ عیار در محدوده ۲۲ تا ۲۳ میلیون تومان…

خلاصه خبر اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ با تشدید نااطمینانی روبهرو شده و بنگاهها تنها از ۳۵٪ ظرفیت واقعی خود استفاده میکنند. مهمترین مشکلات، نوسان قیمت مواد اولیه، کمبود منابع مالی و بیثباتی قوانین است که در کنار فشارهای جنگ، تولید و سرمایهگذاری را محدود کردهاند.

خلاصه خبر قیمت طلا و نقره با افزایش احتمال رشد نرخ بهره آمریکا تحت فشار قرار گرفته، اما نقره افت شدیدتری را تجربه کرده است. این اتفاق در حالی رخ میدهد که بازار نقره در مسیر ثبت ششمین سال متوالی کسری عرضه قرار دارد. افزایش بازده…

خلاصه خبر بازار اوراق قرضه جهان روزهای پرتنشی را پشت سر میگذارد. بازده اوراق ۱۰ ساله ژاپن به اوج ۳۰ ساله رسیده و بازده اوراق آمریکا نیز جهش کرده است، اما بیت کوین فعلا در محدوده ۷۸ هزار دلار آرام مانده است. همزمان، سناریوی آرتور هیز…
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
ارسال دیدگاه جدید