مدت زمان مطالعه:
5 دقیقه
تاریخ ایجاد:
۸ مرداد ۱۴۰۵
آخرین بروزرسانی:
۳۰ مهر ۲۰۲۶

لطفا شماره موبایل خود را وارد کنید

کد تایید برای شماره پیامک شد

کد تایید برای شماره پیامک شد

لطفا رمز عبور خود را وارد نمایید

لطفا مشخصات خود را وارد نمایید.

لطفا رمز عبور جدید خود را وارد کنید

مدت زمان مطالعه:
5 دقیقه
تاریخ ایجاد:
۸ مرداد ۱۴۰۵
آخرین بروزرسانی:
۳۰ مهر ۲۰۲۶
وسط اخبار درگیری ایران و آمریکا، خود بانک مرکزی عملا یک سیگنال مهم درباره آینده دلار و طلا داده است. آقای همتی چند روز قبل گفتند که در این سه چهار ماه، بانک مرکزی هم ارز مورد نیاز واردات کالا و دارو را تامین کرده و هم حدود ۴.۵ میلیارد دلار به ذخایر ارزی اضافه کرده است. این عدد کوچک نیست؛ مخصوصا وقتی بدانیم این تزریق، نه از محل درآمد مازاد نفتی، بلکه تا حد زیادی از مسیر خلق نقدینگی و چاپ پول انجام شده است.
نکته مهم اینجاست که بانک مرکزی بهصورت رسمی نگفته «دلار و طلا حتما بالا میروند»، اما رفتار سیاستیاش دقیقا همین پیام را به بازار میدهد: وقتی برای جمعکردن ارز باید پایه پولی را بزرگتر کرد، یعنی خود سیاستگذار هم به نوعی پذیرفته که سطوح فعلی ارز، برایش در افق کوتاهمدت جذاب یا دستکم قابل دفاع است. در غیر این صورت، چرا باید چنین هزینه سنگینی برای خرید دلار از کف بازار پرداخت شود؟
سیاست پولی در کشور ما مدتی است که از مدار عقلانیت اقتصادی خارج شده و به ابزاری برای تثبیت دستوری تبدیل شده است. اصرار بر نرخهای سود اسمی پایین در شرایطی که تورم سالانه به ۵۰.۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه خرداد ۱۴۰۵ به ۸۸ درصد رسیده، به معنای تحمیل نرخ سود واقعی منفی ۳۰ درصد به سپردهگذاران است. این سرکوب مالی، اقتصاد را در چرخهای گرفتار کرده که نه تنها تورم را مهار نمیکند، بلکه ناترازیهای سیستمی را با سرعت بیشتری بازتولید میکند.
وقتی سپردهگذاری در بانک به معنای کاهش ۳۰ درصدی قدرت خرید باشد، طبیعی است که منابع از سپردههای بلندمدت به سمت داراییهای جایگزین مثل طلا و ارز یا حتی حسابهای جاری برای مصرف سریع حرکت کند. دادهها نشان میدهد سرعت گردش نقدینگی از سال ۱۳۹۸ تقریبا دو برابر شده و به ۲.۰۵ بار در سال رسیده است. همزمان، افزایش سهم «پول» از نقدینگی به ۲۶ درصد، هشداری جدی است که نشان میدهد اقتصاد با افزایش آمادگی نقدینگی برای هجوم به بازارها مواجه است.
یکی از نکات بحرانی اینجاست که بانک مرکزی برای تامین ارز، به سراغ ابزاری رفته که خودش منشأ تورم است: خلق پول. اگرچه گفته شده با این سیاست حدود ۴.۵ میلیارد دلار به ذخایر ارزی اضافه شده، اما این «پیروزی ارزی» با هزینه سنگین «پمپاژ پول پرقدرت» به دست آمده است. یعنی بانک مرکزی برای تامین ذخایر، نقدینگی را بالا برده و اگر این پول بهموقع از کف جامعه جمع نشود، در ماههای آینده میتواند به یک موج تورمی شدید تبدیل شود. به زبان ساده، بانک مرکزی برای خرید دلار، تومانی را وارد اقتصاد کرده که اگر درست مدیریت نشود، بعدا از جیب مردم به شکل تورم پس گرفته میشود.
تثبیت دستوری نرخ سود، بازار اعتبار را به میدان توزیع رانت تبدیل کرده است. نرخ رسمی ۲۳ درصد در حالی برای تسهیلات تعیین شده که هزینه واقعی تامین مالی در پلتفرمهای لندتک و بازارهای غیررسمی به ۵۰ تا ۸۰ درصد رسیده است. این شکاف عمیق، دو پیامد مخرب دارد:
اختلاف فعلی بین نرخ دلار صرافیها و نرخ معاملات پشتخطی و تتر، نشاندهنده نااطمینانی شدید بازار است. در بازار طلا هم اگرچه کاهش قیمتها تا حدی از افت اونس جهانی اثر گرفته، اما در اقتصاد ایران طلا و ارز همچنان پناهگاه اصلی حفظ ارزش دارایی هستند.
بنابراین، وقتی بانک مرکزی برای تقویت ذخایر ارزی از مسیر خلق نقدینگی اقدام میکند، عملا این سیگنال را به بازار میدهد که فشارهای تورمی و ارزی هنوز تمام نشدهاند. اگر این پول از بازار جمع نشود، همین ذخایر ارزیِ بهظاهر موفق، میتواند به هزینهای برای افزایش تورم در ماههای بعد تبدیل شود.
اصلاح وضعیت موجود مستلزم تغییر رویکرد از تثبیت دستوری به واقعیسازی نرخها است. البته افزایش نرخ سود بدون انضباط مالی دولت و کنترل کسری بودجه، تنها بار هزینهای بانکها را بیشتر میکند. نسخه نجاتبخش، یک بسته سهگانه است:
فهرست مطالب
نظرات و دیدگاهها
تجربیات، نظرات و سوالات خود را با ما و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.
ثبت نظر